فطرت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥
اتفاقا آن بحثی که ما کردیم بحث لغوی بود یعنی بحث ما بر سر این بود
که این لغت " فطرت " که در قرآن و بعد در اصطلاحات علما به کار برده
شده در چه موردی به کار رفته است ؟ ما ابایی نداریم که کسی بر روی همه
این مسائل فطری اسم غریزه را بگذارد . مگر اسم غریزه را که رویش گذاشتند
دیگر قضیه حل شده است ؟ ! بحث در ماهیت آن که رویش گذاشتند دیگر قضیه
حل شده است ؟ ! بحث در ماهیت آن امر غریزی و آن امر فطری است ، حال
شما میخواهید اسمش را " غریزه " بگذارید یا " فطرت " . ما به لغت
کاری نداریم [١] که آیا لغت فطرت با لغت غریزه فرق دارد یا فرق
ندارد . بحث در این است که آیا آنچه که به نام انسانیت نامیده میشود و
به عنوان ملاکهای انسانی شناخته میشود و به عنوان ملاکهای انسانی شناخته
میشود اکتسابی است یا غیر اکتسابی ؟ آیا آن ملاکها از خارج بر انسان
تحمیل شده است یا از ذات انسان میجوشد ؟ بحث ما این است . وقتی
میگوییم این ملاکها فطری است یعنی از ذات انسان میجوشد و انسان موجودی
است که بذر این ملاکها در عمق وجودش کاشته شده است و وجود دارد . حال
شما میخوا هید اسم این را هم غریزه بگذارید بگذارید ، این بحث لغوی
میشود . ما فقط خواستیم بگوییم که معمولا در این گونه موارد لغت " غریزه
" را اطلاق نمیکنند . کسی هم بخواهد لغت غریزه را اطلاق کند بکند . معمولا
در مورد حیوانات " فطرت " نمیگویند ، کسی بخواهد لغت فطرت را هم به
کار ببرد به کار ببرد . پس بحث ، بحث لغوی نیست .
اما در آن جهت که گفتهاند آنچه که در انسان هست
[١] البته " کاری نداریم " به این معنا که میخواهیم بگوییم لغت ، تأثیری در مدعای ما ندارد ، ولی با لغت هم کار داریم .