فطرت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٩
این حدیث ، در احادیث اهل تسنن در صحیح بخاری است و در شیعه در کافی است . البته من قبلا آن را در بحار دیده بودم ولی احادیثی که در بحار نقل شده بود ، تقریبا میتوان گفت همه از ماخذ اهل تسنن بود ، و من یکوقتی فکر میکردم این حدیث را شیعه در کتب معتبرش نقل نکرده چون بحار هم که نقل میکرد از کتاب غوالی اللئالی ابن ابی جمهور احسائی نقل میکرد که آن ، کتاب چندان معتبری در حدیث نیست ، ولی بعد در تفسیر المیزان دیدم که از کافی هم نقل کردهاند . من الان یادم نیست که خودم در کافی دیده باشم ولی تفسیر المیزان از کافی نقل میکند در ذیل همان آیه « فاقم وجهک للدین حنیفا ». این حدیث در نقلی که اهل تسنن کردهاند یک ذیلی هم دارد ، میگویند پیغمبر بعد [ از آنکه این جمله را فرمود ] یک مثالی ذکر کرد این مثال هم جالب است فرمود : آیا هیچ تا به حال یک گوسفند را دیدهاید که از مادر متولد بشود و گوشش بریده باشد ؟ یا گوسفند از مادر با گوش سالم به دنیا میآید ، بعد انسانها گوش حیوان را میبرند . مثال میزند فطرت اسلامیه را به همان گوش سالم که مقتضای سرشت و طبیعت انسان است ، و غیر اسلام را به گوش بریده که یک عامل خارجی میآید چاقویی را بر میدارد و گوش حیوان را میبرد . این یک حدیث . آنکه در نهجالبلاغه ( خطبه اول ) است این است : بعد از آنکه خلقت عالم و آدم را اشاره میفرماید ، نوبت مسأله بعث رسل میرسد و میفرماید : « فبعث فیهم رسله » خدا رسولان خود را در میان مردم مبعوث فرمود « و واتر الیهم انبیاءه » انبیای خودش را یکی بعد از دیگری فرستاد - یعنی به یکی قناعت نکرد ، پشت سر هم فرستاد -