فطرت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٠
اینکه یک وحدت و یک حیات مخصوص به خود دارد اجل دارد ، قوت دارد ،
ضعف دارد ، سرنوشت مشترک دارد و . . . ، که من در این جزوه کوچکی که
اخیرا منتشر کردهام به نام قیام و انقلاب مهدی علیه السلام از دیدگاه
فلسفه تاریخ ، چون جزوه ، خیلی مختصر بود ، ضمن اشاره به این بحث ، چند
جا که جای این بود که باید مراجعه کرد در پاورقی به تفسیر المیزان ارجاع
کردهام . تعبیراتی که در قرآن هست : « لکل امه اجل ، اذا جاء اجلهم فلا
یستأخرون ساعه و لا یستقدمون »[١] و اساسا اینکه قرآن حکم را روی قوم
میبرد : اقوامی چنین بودند و ما اقوام را هلاک کردیم ، و [ از نظر قرآن ]
در میان اقوام سرنوشت مشترک در کار نیست ، اگر یک اقلیت صالح در
میان یک قوم باشد تأثیری در وضع قوم نمیگذارد چنانکه عکس قضیه هم
همینجور است از باب اینکه خود قوم و ملت یک حکم واحد دارد ، [ این
امر مؤید آن است که جامعه یک واحد حقیقی است نه یک واحد اعتباری ] .
تا اینجای نظریه مذکور همه درست است ولی اینکه ترکیب جامعه چگونه
ترکیبی است ، ما روی این قضیه که بحث کردیم به اینجا رسیدیم که ترکیب
جامعه انسانی یک ترکیب نوع سوم است ، یعنی نه از نوع ترکیب اعتباری
است ( چون واقعا یک ترکیب حقیقی است ) و نه از نوع ترکیبهای طبیعی یا
شیمیایی ، زیرا در ترکیبهای طبیعی و شیمیایی اصلا شخصیت اجزاء به هیچ نحو
استقلال ندارد ، مستحیل است در شخصیت کل ، ولی افراد در جامعه در این حد
[١] یونس / . ٤٩