فطرت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٤
هوای نفس خودش نباشد . حال هر جا که هوای نفس باشد قهرا نوعی شرک در آنجا وجود دارد ، در این بحثی نیست ، ولی یک وقت هست که شرک انسان ، به معنای متعارف شرک است ، در واقع توحید است ، یعنی توحید در غیر خداپرستی است که اکثر مردم موحدند در خداناپرستی . گفتند مرحوم شیخ جعفر شوشتری ، آن سالهایی که آن منبرهای معروف را در تهران میرفت یک روز رفت بالای منبر و گفت : ایها الناس ! همه پیغمبران آمدهاند شما را به توحید دعوت کردهاند ، من آمدهام شما را به شرک دعوت میکنم . خیلی نظرها را به خود جلب کرد که این چه میگوید ؟ بعد گفت که همه پیغمبران آمدهاند گفتهاند فقط خدا را بپرستید ، فقط برای خدا کار کنید ، من میگویم یک کمی هم برای خدا کار کنید ، یعنی همه کارهایتان خالصانه برای غیر خدا نباشد . کاری که خالصانه برای غیر خداست یعنی کاری که آدمی فقط برای دنیا انجام میدهد که هیچ به خدا ارتباط پیدا نمیکند ، ولی انسان در برخی از کارها خدا را وسیله قرار میدهد برای خواستههای نفسانی خودش . این گونه کارها ولو در آن " خدا " وسیله است و هدف نیست اما باز یک نوع رفتن به در خانه خداست : من میدانم خداست که سررشته کارهای دنیا در درستش است ، خداست که میتواند مشکلات دنیایی مرا حل کند ، اگر به خاطر مشکلات دنیا نبود به طرف خانه خدا نمیرفتم ولی حالا میروم به در خانه خدا اما برای مشکلات دنیا . شک ندارد که این خودش نوعی شرک است ، یعنی پرستشی است که خدا از هدف بودن خارج ، و وسیله شده است برای خواسته نفسانی . ولی خداوند متعال این نوع شرکها را که