فطرت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠
انسان نیست و همه چیز را انسان از بیرون دریافت میکند و همه چیز آموختنی است . نکتهای که عرض کردم - که ما در اصول فلسفه هم آن را ذکر کردهایم - بسیار بسیار دقیق است . فیلسوفان اسلامی قائل به این هستند که اصول اولیه تفکر انسان آموختنی و استدلالی نیست و بی نیاز از استدلال است ولی در عین حال این اصول را ذاتی نمیدانند آنچنان که افلاطون و یا کانت ذاتی میدانند . حکمای اسلامی میگویند در ابتدا که انسان متولد میشود حتی همان اصول تفکر را هم ندارد ولی اصول اولیه تفکر که بعد پیدا میشود از راه تجربه پیدا نمیشود ، از راه استدلال هم پیدا نمیشود ، از راه معلم هم پیدا نمیشود ، بلکه همینقدر که انسان دو طرف قضایا ( موضوع و محمول ) را تصور کند ساختمان ذهن اینطور است که بلافاصله به طور جزم حکم به رابطه میان موضوع و محمول میکند . مثلا اگر بگوییم " کل از جزء بزرگتر است " افلاطون میگوید این را مانند همه مسائل دیگر از ازل روحها میدانستهاند ، کانت میگوید در اینکه میگوییم " کل از جزء بزرگتر است " یک سلسله عناصر ذهنی فطری هست که در ساختمان آن دخالت دارد ، یک مقدارش از بیرون گرفته شده و یک مقدارش از خود ذهن است . حکمای اسلامی میگویند نوزاد وقتی که به دنیا میآید هیچ چیز نمیداند ، حتی قضیه مذکور را هم نمیداند چون تصوری از کل ندارد ، تصوری هم از جزء ندارد ، ولی همینقدر که تصوری از کل و تصوری از جزء پیدا کرد و این دو را برابر هم گذاشت دیگر بدون نیاز به دلیل و معلم و تجربه حکم میکند . که کل از جزء بزرگتر است . پس دیدیم که در بخش دریافتها اختلاف نظرهایی تا این