فطرت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣
- که یک روش خاصی در قرآن است - مسائل را به صورت سؤال طرح میکند .
وقتی میخواهد دعوت به ایمان و عمل صالح کند میفرماید : « ام نجعل الذین
امنوا و عملوا الصالحات کالمفسدین فی الارض ام نجعل المتقین کالفجار
[١] . یعنی ما سؤال میکنیم شما خودتان جوابش را بدهید . در دنباله همین
نوع آیات است : « انما یتذکر اولوا الالباب » [٢] صاحبان عقلها
خودشان متذکر میشوند .
پس فطریاتی که قرآن قائل است از نوع فطریات افلاطونی نیست که بچه
قبل از اینکه متولد شود اینها را میدانسته و مجهز به اینها به دنیا میآید
، بلکه به معنای این است که استعداد اینها در هر کسی هست به طوری که
همینقدر که بچه به مرحلهای رسید که بتواند اینها را تصور کند تصدیق اینها
برایش فطری است . پس آیه " « و الله اخرجکم من بطون امهاتکم لا تعلمون
شیئا و جعل لکم السمع و الابصار و الافئده لعلکم تشکرون »" با این مسأله
که توحید ، فطری است و با این مسأله که قرآن بسیاری از مسائل را به
عنوان " تذکر " ذکر میکند منافات ندارد ، چون " فطری است " به معنی
این است که احتیاج به آموزش و استدلال ندارد ، نه به این معنا که قبل از
آمدن به این دنیا آنها را میدانسته تا در این صورت این دو آیه با یکدیگر
منافات داشته باشند . این در باب فطریات علمی .
[١] ص / . ٢٨ [٢] زمر / [٩]