فطرت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٦
انسانی است ، یعنی اصلا اصالتهای انسانی هیچ و پوچ است ، ما تکامل ابزار تولید را تکامل انسان مینامیم . پس خود انسانیت از آن جهت که انسانیت است هیچ تکاملی ندارد . ابزار تولید تکامل پیدا میکند و به قول اینها در هر مرحلهای که تکامل پیدا میکند روابط خاصی را که همه این روابط مانند قانون ، حکومت ، هنر ، زیبایی و اخلاق روبناست و همه ساخته و تابع و طفیلی ابزار تولید است ایجاب میکند ، و چون این ابزار تولید آن را اقتضا کرده ، میگوییم تکامل پیدا کرده است . جز نامگذاری نمیتواند چیز دیگر باشد و الا یک امر واقعی در کار نیست که بگوییم چیزی بوده است که کمال یافته است ، بلکه چیزی نسخ شده و چیزی به جای آن آمده است . مگر هر وقت چیزی نسخ شد و چیز دیگری به جای آن آمد میتوان گفت " تکامل " ؟ ! ممکن است اصلا نه تکامل باشد نه سقوط ، و ممکن است سقوط باشد . با چه معیاری میتوانیم بگوییم " تکامل " ؟ با هیچ معیاری ، فقط چون ابزار تولید تکامل پیدا کرده میگوییم آن هم تکامل یافته . این است که این مسأله اخلاق متغیر به معنای اینکه حتی اصول اخلاقی متغیر است به هیچ وجه راه حلی برای اصالتهای انسانی نیست .
اگزیستانسیالیسم و اصالتهای انسانی
و اما نظریه دیگر که نظریه اگزیستانسیالیسم است . اینها هم خواستهاند که برای اصالتهای انسانی واقعا پایه و پایگاهی بسازند بدون آنکه مسأله مادی بودن جهان و مادی بودن انسان دست