فطرت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩
مشترک تفکرات همه انسانهاست اصولی فطری هستند و فروع و شاخههای تفکرات ، اکتسابی . ولی اینها هم که میگویند اصول تفکرات ، فطری هستند باز نه به آن مفهوم افلاطونی میگویند که روح انسان در دنیای دیگر اینها را یاد گرفته و اینجا فراموش کرده است ، بلکه مقصود این است که انسان در این دنیا متوجه اینها میشود ولی در دانستن اینها نیازمند به معلم و نیازمند به صغری و کبری چیدن و ترتیب قیاس دادن یا تجربه کردن و امثال اینها نیست ، یعنی ساختمان فکر انسان به گونهای است که صرف اینکه این مسائل عرضه بشود کافی است برای اینکه انسان آنها را دریابد ، احتیاج به استدلال و دلیل ندارد ، نه اینکه انسان اینها را قبلا میدانسته است . این ، نظریه دیگر است که معمولا حکمای اسلامی همین نظریه را دارند . ارسطو نیز همین نظریه را با اختلاف در بعضی خصوصیات داشته است . در میان فلاسفه جدید نیز این اختلاف نظر وجود دارد . البته شاید کسی آن نظریه افلاطونی را در دوره جدید معتقد نباشد ولی در دوره جدید هم بعضی از فیلسوفان ، برخی از معلومات را برای انسان فطری و قبلی میدانند و بعضی دیگر را بعدی و تجربی . قهرمان این نظریه ، فیلسوف بسیار بزرگ معروف دنیا در قرون جدید یعنی کانت است که او معتقد است به یک سلسله معلومات قبلی و غیر حاصل از تجربه و حواس ، یعنی معلوماتی که به عقیده او لازمه ساختمان ذهن است . در میان فیلسوفان آلمان این فکر وجود داشته است ، ولی اغلب فیلسوفان انگلیسی که بیشتر حسی بودهاند ( مثل جان لاک و هیوم ) نظرشان عکس این است ، میگویند هیچ معلومی در لوح ضمیر