فطرت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٨
خیر " به دو گونه واقعیت معتقد بودند ، برای انسان دو مرتبه از واقعیت
قائل بودند و در عالم هستی هم دو مرتبه از واقعیت [١] قائل بودند .
انسان با واقعیت محسوسش جستجوگر خیرهای محسوس است و با واقعیت
معقولش جستجوگر خیرهای محسوس است و با واقعیت معقولش جستجوگر خیرهای
معقول ، و در این جهت که به هر حال جستجوگر خیر است در هر دو ناحیه یکی
است . اگر جستجوگر علم است جستجوگر یک واقعیت است که آن " خیر
معقول " است . اگر جستجوگر پول است آن هم باز واقعیتی است ، جستجوگر
یک واقعیت است که واقعیت محسوس باشد .
اینها چون اساس کارشان را بر این گذاشتند که " واقعیت " یعنی
محسوس و مادی ، آمدند گفتند که انسان یا جستجوگر خیر است که خیر یعنی
همان سود و منفعت مادی و یا جستجوگر چیزی است که هیچ چیز نیست ، فقط
ارزش است ، همان کلمه " سود و ارزش " که در فلسفه اروپا آمده و چه
انحراف بزرگی هست در فلسفه انسانی . از همین جاست که میگویند بشر یا
دنبال سود یعنی چیزی که خیرش در آن است میرود ، قهرا عقل هم میگوید برو
دنبالش ، منطقی هم هست ، و یا دنبال چیزهایی میرود که خیرش در آنها
نیست ، عقل هم میگوید نرو ولی میرود ، یک کار غیر عقلی و غیر منطقی
انجام میدهد ، دنبال یک سلسله کارهای غیر عقلانی و غیر منطقی میرود که
منطق و عقل هیچ حکم نمیکند که برو دنبالش ، ولی میرود . یک چنین تضادی
و یک چنین امر به اصطلاح نامعقولی در وجود انسان هست که دنبال چیزهایی
میرود که هیچ برای او خیریتی ندارد ولی میرود ، و لهذا با عقل هم منطبق
نیست ،
[١] بیش از دو مرتبه ، مقصود آن دو مرتبهای است که به انسان مربوط است .