فطرت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٩
حالت شبه جنون در او پیدا شد خاصیتش این است که انسان را از غیر آن
معشوق از همه چیز میبرد و جدا میکند و انسان تازه آمادگی پیدا میکند برای
اینکه یکدفعه از خلق یکجا ببرد و در معشوق تمرکز پیدا کند .
داستان زلیخا که در روایات آمده است همین است . زلیخا عاشق یوسف
میشود . تعبیر قرآن به جای " عشق " چنین است : « قد شغفها حبا »[١]
که " « شغفها »" ظاهرا گفتهاند یعنی این که مجامع قلبش را گرفته بود
، اصلا قلبش را مثل مشت در اختیار گرفته بود . این حالت در این زن پیدا
میشود . بعدها این زن که قبلا دین شوهرش را داشته است شرک بوده یا چیز
دیگر موحد میشود و یک موحد خداپرست کامل میشود . در قصص و حکایات
آمده است که یوسف آن اواخر میرود سراغ زلیخا . زلیخا دیگر به او اعتنا
نمیکند . میگوید من یوسفام ، من همانی هستم که تو چنین میکردی . هر چه
میگوید ، زلیخا به او اعتنا نمیکند . میگوید چرا ؟ میگوید اکنون من کسی
را پیدا کردهام که دیگر به تو اعتنا ندارم . همان حالت قبلی که شک
ندارد در مرحله خودش چیز بدی بود [ تبدیل به این حالت شده بود ، ] یعنی
اگر همان عشق مجازی یوسف ، او را یکدفعه از همه چیز نبریده بود و به
یکچنین حالت روحی وارد نکرده بود در مرحله بعد به یک مرحله عشق الهی
نمیرسید که به همان یوسف هم دیگر اعتنا نداشته باشد . اینها یکچنین حرفی
میزنند .
[١] یوسف / . ٣٠