فطرت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٤
بدیهی است که در این کار ابتکار نیست . ولی افرادی هستند که کتابهایشان ابتکار است ، خلق و آفرینندگی است ، و این تمایل در هر انسانی هست که میخواهد آفریننده باشد . از اینها بالاتر در نظریههاست . یک کسی یک نظریه خلق میکند ، بعد آن را اثبات میکند و بعد دیگران نظریه او را میپذیرند . ( این خودش یک نوع قدرت و خلق است . ) مثل آن کسی که " حرکت جوهریه " را به عنوان یک نظریه خلق کرد و بعد اثبات کرد و دیگران پیروی میکنند . البته این را هم توجه دارید که در بعضی امور دو سه مقوله با همدیگر توأم میشوند ، مثلا کسی که شعری ابتکار میکند و مبتکر در شعر است ، مثل حافظ ، در آن واحد دو کار کرده است ، یکی اینکه چیزی را " خلق " کرده یعنی آن حس خلاقیت خودش را ارضاء کرده ، و دیگر آنکه یک " زیبا " آفریده است یک شعر زیبا یعنی آن حس زیبایی را ارضاء کرده است ، و ممکن است حس حقیقت جویی هم با آن ارضاء شده است . منافات ندارد که یک شیء در آن واحد از چند مقوله شمرده شود .
. ٥ عشق و پرستش
مقوله پنجم مقولهای است که ما عجالتا نام آن را مقوله " پرستش " یا مقوله " عشق و پرستش " میگذاریم . بر میگردیم به حرف اول خودمان که در جهان هیچ موجودی به اندازه انسان نیازمند به تفسیر و توضیح نیست ، چون در انسان چیزها دیده میشود . که در غیر انسان دیده نمیشود ، و پیچیدگیهایی مشاهده میشود که توضیح و تفسیرش آسان نیست بلکه فوق العاده مشکل است ، و به همین جهت است که انسان را " عالم صغیر " نامیدهاند یعنی