فطرت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٩
ما قبول کردیم که حکمت سقراط نوعی خود دوستی ، خودپرستی ، حس اثبات
نفس ، تظاهر ، ریا و غیره است به نام " اخلاق " و اخلاق سقراط را محکوم
میکنیم ، ولی در نتیجه قبول کردیم که اینها را به طور مطلق نفی کردیم و
به طور مطلق ، ضد اخلاق دانستیم . آیا ریا یک ضد اخلاق است به طور مطلق
یا به طور نسبی ؟ دروغ ضد اخلاق است به طور مطلق یا به طور نسبی ؟ خود
دوستی و خودپرستی ضد اخلاق است به طور مطلق یا به طور نسبی ؟ اگر اینها
به طور نسبی ضد اخلاقاند پس اخلاق سقراط نیز حق نسبی است و نفی نشده .
شما میخواهید بگویید حکمت سقراط به کلی منسوخ است به دلیل اینکه باطنش
اینهاست ، پس شما [ ضد اخلاق بودن ] اینها را به طور مطلق در اینجا
پذیرفتهاید .
انسان نمیتواند قائل به اخلاق باشد و در عین حال اخلاق را متغیر و نسبی
بداند ( حرف ما این است ، باز هم دربارهاش بحث خواهیم کرد ) ، یعنی
اخلاق لا اقل از نظر اصول مساوی است [ با ثبات و اطلاق ] . ما یک اصول
اخلاقی داریم و یک فروع اخلاقی . فروع اخلاقی غیر از اصول اخلاقی است .
اصول اخلاقی یا اخلاق است و ثابت و مطلق ، [ و یا اخلاق نیست ، ] و اگر
ما ثبات و اطلاق را از اخلاق بگیریم اخلاق دیگر از جنبه اخلاقی بودن خارج
میشود ، بله به شکل یک سلسله آداب یک سلسله قواعد قراردادی مثل آیین
نامهها در میآید ، نه آن امر مقدس و نه آن امری که واقعا فضیلت و خیر
است . . [١] .
[١] [ بقیه بیانات استاد متأسفانه روی نوار ضبط نشده است ] .