فطرت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٨
کردهاند . درباره او هم میگویند که در همان شب زفافش یک ساعتی تا رفتن نزد عروس فرصت پیدا کرده بود . رفت در لابراتوارش برای کارهای خودش ، چنان سرش گرم شد که تا صبح همانجا ماند و یادش رفت که امشب شب عروسی اوست . حال این چیست ؟ اینها یک واقعیتهایی است . این حس کم و بیش در همه افراد بشر وجود دارد . البته مثل همه حسهای دیگر در افراد شدت و ضعف دارد و نیز بستگی دارد به اینکه انسان چقدر آن را تربیت کرده و پرورش داده باشد ، و لهذا انسان را به دلیل " دانستن " بر غیر انسان ترجیح میدهند . استوارت میل فیلسوف معروف انگلیسی میگوید : " اگر انسان ، دانایی باشد بد حال به از ابلهی است خوشحال " یعنی اگر امر دائر بشود میان اینکه من یک دانا باشم ولی بدبخت و در فقر و مسکنت و بدبختی زندگی کنم ، و اینکه ابله باشم ولی خوشحال یعنی همه چیز برایم فراهم باشد من آن را بر این ترجیح میدهم . " سقراطی ملول ترجیح دارد بر خوکی فربه . " این حرفها همه ، ارزش حقیقت را برای بشر نشان میدهد ، چون اصلا معنای دانایی چیست ؟ مگر غیر از آگاهی و رسیدن به جهان و درک کردن جهان است ؟ این یک گرایش ، که از مقوله حقیقت است .
. ٢ گرایش به خیر و فضیلت
گرایش دیگری در انسان هست که به اصطلاح از مقوله " خیر