فطرت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٣
خودش ایستاده و شده مثل مادر ، در نظر او با یک بیگانه هیچ فرق نمیکند . حیواناتی هم که اجتماعی زندگی میکنند باز عملشان عمل انتخابی نیست بلکه عمل انتصابی است ، یعنی از ناحیه طبیعت برای این کار انتخاب شدهاند و کارشان را به صورت جبری یعنی به صورت لا یتخلف که امکان تخلف نیست انجام میدهند . مثلا زنبور عسل یا بعضی از مورچهها ( موریانهها ) حیوانهای اجتماعی هستند ، همچنین آهوها تا حد زیادی حیوانهای اجتماعی هستند ، ولی اینها هم این عملشان یک نوع عمل غریزی است یعنی یک نوع عمل خود به خودی و نیمه آگاهانه است و نه انتخابی ، بلکه از اول از ناحیه طبیعت تعیین شدهاند و نمیتوانند از آنچه که هستند تخلف کنند . این است گرایشهای حیوان . ولی انسان گرایشهایی دارد که آن گرایشها اولا با " خود محوری " قابل توجیه نیست و اگر توجیهاتی کردهاند این توجیهات همه محل بحث و قابل ایراد و اشکال است و ثانیا شکل انتخابی و آگاهانه دارد ، و به هر حال اینها اموری است که ملاک و معیار انسانیت شناخته میشود . اگر تمام مکتبهای جهان از " انسانیت " دم میزنند ، " انسانیت " یعنی همین گرایشها و همین امور ، یعنی غیر از اینها چیزی نیست . امروز هم تمام مکتبهای دنیا اعم از مکتبهای الهی ، مادی و شکاک هر چه بگویید بالاخره مسائلی را در مورد انسان مطرح میکنند که این مسائل ، مسائل مافوق حیوانی تلقی میشوند . ما ابتدا باید این مسائل را طرح کنیم ، بعد ببینیم آیا اینها برای انسان فطری هستند یا فطری نیستند ، اگر فطری نباشند چه باید نتیجه بگیریم و اگر فطری باشند چگونه نتیجه