فطرت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٠
منعکس میشود ولو انسانی که اصلا نداند . معده دارد ، مثل بچه . بعد او
برای اینکه این احساس خودش را خاموش کند شروع میکند به غذا خوردن ، و
وقتی غذا خورد دیگر احساس هم از بین میرود بلکه یک حالت نفرتی هم پیدا
میکند . و همین طور است غریزه جنسی . غریزه جنسی تا آنجا که به شهوت
مربوط است [١] و تا آنجا که به هورمونهای بدنی و ترشحات غدهها مربوط
است ، شک ندارد که یک امر غریزی است خواه اسمش را " فطری "
بگذارید و خواه نگذارید ، یعنی امری است که اکتسابی نیست و به ساختمان
انسان مربوط است . همچنین " خواب " ماهیت خواب هر چه میخواهد باشد
، خستگی سلولها یا مسموم شدن سلولها در اثر کار زیاد ، و یا مصرف شدن
انرژی که باز بدن باید انرژی بگیرد ، هر چه هست ، بالاخره مربوط به
ساختمان جسمانی انسان است . اینها را معمولا میگویند " امور غریزی " .
ما فعلا به این امور غریزی یا فطری جسمانی کاری نداریم . اینها از بحث
ما خارج است . یک سلسله غرایز یا فطریات است در ناحیه خواستها و
میلها که حتی روانشناسی هم اینها را " امور روحی " مینامد و لذات ناشی
از اینها را هم " لذات روحی " مینامد ، مثل میل به فرزند داشتن . میل
به فرزند داشتن غیر از غریزه جنسی است که آن مربوط به ارضاء شهوت است
. غیر از این ، هر کسی مایل است فرزند داشته باشد ، و لذتی که انسان از
داشتن فرزند میبرد یک لذتی است که شبیه این لذتها نیست یعنی لذت
جسمانی نیست و به هیچ
[١] چون اینکه مسأله عشق با مسأله شهوت آیا یکی است یا دو تا ، حتی در رابطه دو انسان با یکدیگر آیا عشق از مقوله شهوت است یا نه ، در آن بحث است . ما فعلا مخلوط نمیکنیم .