فطرت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٧
آیهای است که مطلبی را به صورت رمز و سمبلیک ذکر کرده است :
« انا عرضنا الامانه علی السموات و الارض و الجبال فابین ان یحملنها و
اشفقن منها و حملها الانسان انه کان ظلوما جهولا »[١] . ما آن امانت را
( ولی قرآن نمیگوید آن امانت چه امانتی است ) بر همه موجودات عرضه
داشتیم ، آسمان ، زمین ، کوهها مخصوصا اشیاء خیلی بزرگ را نام برده است
، در واقع یعنی همه چیز همه از پذیرش این امانت امتناع کردند ، یک
موجود قبول کرد که این امانت را تحمل کند و آن انسان بود . بعد میفرماید
این انسان ، ظلوم و جهول بود . روی این آیه خیلی بحث هست . حال اینکه
این آیه ناظر بر همین مسأله فطرت باشد یا نباشد [ جای بحث است ، ]
همین قدر خواستم اشاره کرده باشم .
آیات دیگری در قرآن است که به آن صراحت نیست ولی البته بعضی از
مفسرین به این شکل تفسیر کردهاند ، مثل آیهای که میفرماید : « و لئن
سئلتهم من خلق السموات و الارض لیقولن الله » [٢] یعنی اگر از این
مردم ، از این کافران ، از این مشرکان بپرسید که چه کسی آسمان و زمین را
آفریده است میگویند " الله " .
این آیه را دو جور تفسیر میکنند ، بعضی میگویند که مقصود قرآن این است
که اینها اعتقادشان به خالقیت الهی کامل است ، یعنی اینها خدا را خالق
میدانند و بتها را خالق و شریک در خالقیت خدا نمیدانند ، عیب کارشان
این است که با اینکه خدا را خالق مطلق میدانند معذلک در عبادت ، غیر
خالق را شریک خالق قرار
[١] احزاب / . ٧٢ [٢] لقمان / . ٢٥