فطرت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٧
ندارد و دین وجود داشته باشد ، [ که گفتیم این امر با تاریخ ادیان سازگار نیست ، و ] ثانیا در این دورههایی که دوره طبقاتی است مثلا در دوره فئودالیسم ما باید ضرورتا قبول کنیم که آورنده و پیروان اولیه تمام ادیان از طبقه حاکمه بودهاند . این نیز با تاریخ قطعی و مسلم ادیان جور در نمیآید ، با همین تاریخ یهود و بنیاسرائیل جور در نمیآید ، با تاریخ مسیحیت هم جور در نمیآید . با تاریخ بنیاسرائیل از این جهت جور در نمیآید که اولا موسی ( ع ) گو اینکه از نظر خونی و نژادی وابسته است به قوم محروم و استثمار شده ، ولی از نظر وضع طبقاتی وابسته است به طبقه استثمارگر ، زیرا به منزله فرزند فرعون است ، در خانه فرعون در ناز و نعمت فراوان بزرگ شده ، یعنی به منزله شاهزاده درجه اول است ، چون آنها بچه نداشتهاند و او بجای فرزندشان بوده است . موسی در خانه فرعون علیه فرعون و به سود طبقه استثمار شده فرعون قیام میکند . این دیگر به هیچ وجه توجیه مارکسیستی ندارد . این را ما یا باید ریشه قومی و نژادی و خونی بدهیم که به هر حال با مارکسیسم جور در نمیآید ، چون اینها اصلا تاریخ را جدال طبقات میدانند نه جدال خونها ، به عبارت دیگر یا باید این را تعصب [ نژادی بدانیم که ] موسی بعد از اینکه بزرگ شد و فهمید که خونش با خون فرعون دو تاست و آنهایی که با او هم خون هستند چنیناند و چنان ، تعصب خونی ، او را وادار به قیام کرد ، که به هر حال با مارکسیسم جور در نمیآید ، و یا اگر چنین نگوییم هر چه بخواهیم بگوییم با وضع زندگی فرعون جور در نمیآید . ثانیا موسی در خانه فرعون در واقع به سود بنی اسرائیل قیام میکند ، پس گروه استثمار شده هستند که قیام میکنند ، قیام ، قیام فرعونیها نیست ، قیام علیه فرعونیها است یعنی قیام بنی اسرائیل است .