فطرت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٨
مرکز است و خورشید و ستارگان به دور زمین میگردند ، آیا مثلا ترس از اموات بود و اینجور مسائل ؟ نه . میگوییم جریان فکری و منطقی ، [ بشر را به آنجا رساند ] ، هیچ عاملی ماورای فکر و منطق در کار نبوده ، گو اینکه اشتباه بوده ، بشر نگاه میکرد ، به حس ظاهر اینجور میآید که خورشید و ستارگان به دور زمین میچرخند . همین طور که میدید ، حکم میکرد . این دیگر دلیلی غیر از خود دیدن و خود فکر انسان ندارد ، دلیلی از خارج ندارد ، مثل [ اعتقاد به نحوست ] سیزده نیست که بگوییم در اینجا عامل دیگری [ غیر از عقل بشر ] دخالت کرده است . از اینها باید پرسید که آیا بشر ، همان بشر گذشته چند هزار سال پیش که خوشبختانه آثاری که اکنون از بشر چند هزار سال پیش گذشته از مسأله پیغمبران در علم و فن و صنعت و حتی فکر و نظر به دست آمده ، بعضی از آنها در سطح بسیار بالایی است و بسیاری نیز اثرش اکنون در دست نیست ، قدیمترین کتابهایی که از چین و غیره به دست آمده حاوی فکرهایی فلسفی است که به قدری دقیق و بلند است که اسباب حیرت بشر امروزی است ، شما میبینید اهرام مصر را اشخاص امروز مثل هشترودی نمیتوانند باور کنند که این ساخته بشر آن روز است یعنی آنقدر اینها نمایشگر یک فن و صنعت پیشرفته است که میگویند این را انسانهای دیگر از کرات دیگر آمدهاند ساختهاند ، آری ، آیا بشر ، همان بشر گذشته این مقدار فکر نداشت که فکرش او را به مذهب و خدا کشانده باشد ؟ همین که شما میگویید درباره حوادث فکر میکرد و میگفت یک علتی دارد ، بسیار خوب ، یک قدم آن طرفتر برود که خود آن علت چیست ؟ این ، یک قدم سادهای است که فکر بشر برسد به آنجا ، دیگر همان قدم