فطرت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٣
ندارد ، یعنی با گسترش علم ، خود به خود مذهب منتفی میشود . نویسنده مقاله جواب میدهد که این حرف به دلائلی درست نیست . یکی از دلائل این است که تجربه خلاف این مطلب را ثابت کرده . میگوید ما میبینیم که در میان جاهلها ، هم مذهب هست هم مسأله لا مذهبی ، در میان عالمها نیز هم مذهب هست هم لا مذهبی ، یعنی مسأله مذهب و لا مذهبی هیچ به علم و جهل ارتباط ندارد ، اگر مذهب مولود جهل بود میبایست به هر نسبت که مردم بیسوادترند مذهبیتر باشند و به هر نسبت که باسوادتر و عالمتر هستند لامذهبتر باشند ، پس حتما علمای طراز اول باید لامذهب باشند ، در صورتی که عملا چنین نیست ، بعد میگوید مثل کی و کی ، و حتی میگوید داروین نیز لا مذهب نبود . - . . . نکتهای که در این مقاله انور خامهای بود دو تا استنادی بود که به نظر من لا اقل ، خیلی غلط میرسید ، یکی آن شعر مولوی را نقل کرده که " ابلهی شو تا بمانی دین درست " ، و دیگر آن شعر ابوالعلا را که با وجود نظراتی که در مورد ابوالعلای معری هست لا اقل این شعرش بعید است که به این هدف گفته شده باشد که [ دین ناشی از جهل است ] . میگوید :
| اثنان اهل الارض ذو عقل بلا دین |
| و آخر دین لا عقل له |