فطرت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٠
توجیه مذهب گیر کردهاند ، یعنی اصلا حقارت نظریات اینها را شما خواهید فهمید . علمی در اروپا به وجود آمده است به نام " جامعه شناسی مذهب " که این علم ابتدا یک چیزی را به عنوان " اصل موضوع " انتخاب میکند چنانکه هر علمی یک " اصل موضوع " دارد که ابتدا نمیتواند آن را اثبات کند بلکه آن را مفروض میگیرد بعد بر اساس آن " اصل موضوع " نظریات خودش را بار میکند . در " جامعه شناسی مذهب " از ابتدا فرض بر این است که مذهب یک پدیدهای است که مولود فعل و انفعالات جامعه است ، یعنی یک ریشه الهی و ماورائی ندارد ، و اصلا این [ که مذهب ریشه الهی دارد ] جزء فرض نیست ، مثل اینکه اگر به ما بگویند راجع به علت پیدایش فکر نحوست " سیزده " بروید تحقیق کنید که چطور شده که فکر نحوست " سیزده " در میان مردم پیدا شده ، چون انسان میبیند منطقا هیچ فرقی میان عدد سیزده و عدد چهارده یا عدد دوازده نیست که انسان احتمال بدهد که یک دلیل عقلی یا تجربی در کار است ، میگوید این باید یک ریشه غیر منطقی داشته باشد ، آن ریشه غیرمنطقی چیست ؟ اینها درباره دین و مذهب از اول بنا را بر این گذاشتند که دین یک ریشه منطقی که نمیتواند داشته باشد ، حال که ریشه غیر منطقی دارد آن ریشه غیر منطقی چیست ؟ پس ، اصل موضوعشان این است [ که دین یک ریشه منطقی و الهی ندارد ] . نویسنده مقاله ، ابتدا تاریخچه مختصری ذکر میکند و بعد میگوید اول کسی که به طور منظم این مسأله را تحلیل کرد یک فیلسوف مادی خیلی معروف است که یکی از دو منبع فکری