فطرت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥١
داده است ، چنانکه به ایثار ، انسان ارزش داده که با اثره فرق کرده است . اگر شما اکنون میگویید عدل بهتر است از ظلم ، صدق بهتر است از کذب ، و امانت بهتر است از خیانت ، اینها در ذات خودشان مساوی هستند ، این انسان است که به اینها ارزش داده . به این آقایان باید گفت " انسان ارزش را آفریده " یعنی چه ؟ یک وقت هست که " انسان ارزش را میآفریند " به معنی این است که به چیزی که واقعیت ندارد واقعیت میبخشد ، یعنی قبلا اینها واقعیتی نداشت ، بعد انسان به اینها واقعیت داد و اموری واقعیت دار شدند . واضح است که اینها چیزی نیست که انسان بیاید آنها را بسازد . قدرت خلاقیت انسان همان قدرت فن و صنعت است که روی مادهای ، کاری انجام میدهد ، شکلی و صورتی به آن میدهد ، و شما قبول دارید که در اینجا شکل و صورت و ماده در کار نیست . پس " انسان اینها را خلق میکند " به معنای اینکه واقعیت واقعی به اینها میدهد اصلا معنی ندارد ، و فرضا بخواهد واقعیت بدهد ، اساسا خود " معنویت " واقعیت دارد یا واقعیت ندارد ؟ شما میگویید اصلا معنویت واقعیت ندارد . در این صورت انسان چطور میتواند به چیزی که واقعیت پذیر نیست واقعیت بدهد ؟ ! آفرینندگی انسان در این مسائل همان است که ما آن را " اعتبار " مینامیم . اعتبار یعنی چه ؟ اعتبار یعنی یک امر قراردادی . مثلا شما گروهی هستید که در این مدرسه با یکدیگر همکاری دارید ، میبینید که اگر بخواهید همکاریتان سامانی داشته باشد باید تشکیلاتی داشته باشید ، و اگر بخواهید تشکیلات داشته باشید باید در میان خودتان مثلا یک هیئت مدیره ، یک هیئت اجرایی و غیره داشته باشید و یک نفر را هم