فطرت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥
هم اگر به کار برده میشود - چه آگاهانه و چه غیرآگاهانه - بر همین اساس است ، چون " تربیت " یعنی رشد دادن و پرورش دادن ، و این مبنی بر قبول کردن یک سلسله استعدادها و به تعبیر امروز یک سلسله ویژگیها در انسان است . تربیت با صنعت این تفاوت را دارد که در صنعت ، حساب حساب ساختن است . یعنی انسان منظوری را ابتدا دارد ، بعد ، از یک سلسله مواد و اشیاء برای منظور خود استفاده میکند در حالی که به خود این ماده توجه ندارد که با این کاری که روی آن انجام میدهد آن را کامل میکند یا ناقص ، ماده میخواهد کامل شود یا ناقص [ برای او فرقی نمیکند ] ، منظور " من " باید حاصل شود . یک نجار و یا یک معمار و بنا که عملش یک نوع ساختن است هدفش باید تأمین شود ، او به این کاری ندارد که این مقدار چوب و آهن و سیمان و امثال اینها را در ذات و طبیعت خودشان پرورش میدهد و آنها را تکمیل میکند و یا آنها را ناقص میکند ، بلکه اساسا گاهی لازم میشود که آن ماده را ناقص کند برای اینکه برای منظور او به کار بیاید . اما یک باغبان در عین اینکه منظور و هدفی دارد و منافعی دارد ولی کار او بر اساس پرورش دادن طبیعت گل یا گیاه است ، یعنی طبیعت گل یا گیاه را در نظر میگیرد و راه رشد و کمالی را که در طبیعت برای آن معین شده است میشناسد و آن را در همان مسیر طبیعی و به یک معنا فطری خودش پرورش میدهد و از آن استفاده میکند . من این مثال را قبلا هم گفتهام : یک وقت انسان گوسفند را به عنوان یک شیء برای خود گوسفند در نظر میگیرد و یک وقت