فطرت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٥
از او به وجود بیاید و طبیعت در اقویا به کمال میرسد نه در ضعفا . ضعفا موجوداتی حذف شدنی هستند ، باید هم حذف بشوند و تقویت ضعیف بسیار کار غلطی است . این مفاهیم دین و مذهب و انصاف و عدالت و نفس کشی و ایثار و از خود گذشتگی و غیره را ضعفا اختراع کردند ، چون دیدند با زور از عهده اقویا بر نمیآیند آمدند این معانی و مفاهیم را وضع کردند و به این وسیله جلو پیشرفت اقویا را گرفتند . در منطق او دین ساخته دست ضعفاست برای جلوگیری اقویا ، که همیشه حق هم از آن قوی است : " الحکم لمن غلب " حق از آن همانی است که در این تنازع طبیعی پیروز شده است ، و لهذا تمام معانی و مفاهیم دینی و مذهبی و اخلاقی را به کلی نفی میکند و میگوید اینها مانع تکامل هستند . این هم نظر دوم . ولی نظریات دیگری هست که اصالت انسانیت را قبول میکند یعنی موهوم نمیداند ، واقعا برای انسانیت واقعیتی قائل است اما اینها را فطری هم نمیداند . اینها دو دستهاند . یک دسته همان کسانی هستند که میخواهند اینها را ، هم قبول کنند و هم فطری بودنشان را انکار کنند ، همان مسألهای را که در سؤال دو جلسه قبل مطرح شده بود طرح کردند ، گفتند در این جهان ، حقیقت ثابتی وجود ندارد ، هیچ امر ثابتی نیست ، چه چیز در دنیا ثبات دارد که انسانیت ثبات داشته باشد ؟ ! انسانیت به همان معنی اصالتهای انسانی نیز یک حقیقت متغیر است ، تابع شرایط خاص زمان است ، در هر زمانی و در هر شرایط زمانی ، اصالتهای انسانی و اصالتهای اخلاقی به تناسب آن زمان و شرایط آن زمان یک چیز است که در آن زمان واقعا اخلاق همان است و آن ، مقدس و انسانیت است ، ولی وقتی که شرایط زمانی تغییر میکند آنها هم تغییر میکنند ،