گفتار معصومين( ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٨ - ٣٧ نعمتهاى الهى
بودم، ناگهان ديدم امام از مركب پياده شده و به سجده افتاد و مدّت طولانى سجده را ادامه داد، سپس سر از سجده برداشت و سوار بر مركب شد، عرض كردم فدايت شوم چرا سجده را انجام دادى؟ فرمود:
«انّى ذَكَرْتُ نِعْمَةً انْعَمَ اللَّهُ بِها عَلَىَّ فَاجْبَبْتُ انْ اشْكُرَ رَبّى
؛ من به ياد نعمتى افتادم كه خداوند به من ارزانى فرمود، دوست داشتم شكر پروردگارم را بجا آورم». [١]
٤. عبدالملك پنجمين خليفه اموى به امام سجّاد عليه السلام عرض كرد: چرا آن همه خود را در عبادت به زحمت مىاندازى؟ تو پاره تن پيامبر صلى الله عليه و آله و بسيار به آن حضرت نزديك هستى و داراى كمالات عظيم مىباشى و در اين جهت نظير ندارى؟ امام عليه السلام فرمود: آنچه گفتى از توفيقات و عنايات الهى است كه به من عطا فرموده است.
«فَأَيْنَ شُكرهُ عَلى ما انْعمَ
؛ پس شكر و سپاس در برابر نعمتهايى كه خداوند عطا فرموده است كجا رفت»؟ سپس عبادت رسول خدا صلى الله عليه و آله را توصيف نمود كه آن حضرت در برابر معترضين مىفرمود: آيا بنده سپاسگزار نباشم. آنگاه امام سجّاد عليه السلام فرمود: سوگند به خدا، اگر بر اثر عبادت، اعضايم بريده گردند و چشمهايم از كاسه بيرون آيند و روى سينهام بيفتند، نمىتوانم شكر يك دهم يك دهم يك دهم يك نعمت از ميان همه نعمتهايش را كه شمارهكنندگان قادر به شمارش آنها نيستند، ادا كنم. [٢]
٥. رجاء بن ضحّاك فرمانده مأموران مأمون براى آوردن امام هشتم عليه السلام از مدينه به خراسان در ضمن شرح عبادت شبانهروزى آن حضرت مىگويد:
«كانَ الرِّضا عليه السلام في طَريقِ خُراسَانَ يُكْثِرُ باللَّيْلِ في فِراشِهِ مِنْ تِلاوَةِ القُرآن، فإذا مَرَّ بِآيةٍ فيها ذِكْرُ جَنّةٍ أو نارٍ بكى وسَألَ اللَّهَ الجَنَّةَ وتَعَوّذَ مِن النّار؛
آن حضرت پس از نماز صبح به تعقيب نماز مشغول مىشد تا خورشيد طلوع كند، پس از طلوع
[١]. اصول كافى، ج ٢، ص ٩٨
[٢]. بحارالانوار، ج ٤٦، ص ٥٧