گفتار معصومين( ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٠ - ١٦ سؤال كردن- از خود راضى بودن
همگان مىدانند و سؤال كليدى است كه ما را به گذشتگان پيوند مىدهد و معلومات آنها را در اختيار ما قرار مىدهد. اما با اين حال بعضى از افراد سؤال را عيب و ننگ مىدانند و گاهى مىگويند خجالت مىكشيم سؤال كنيم و حال اينكه خجالت دو قسم است: يكى عاقلانه و ديگرى احمقانه. خجالت احمقانه اين است كه انسان چيزى را كه نمىداند خجالت بكشد كه سؤال كند، امّا خجالت عاقلانه آن است كه انسان از گناه خجالت بكشد.
رسول خدا صلى الله عليه و آله مىفرمايند:
«العِلمُ خَزائنٌ وَمفاتِيحُهُ السؤالُ، فَاسألُوا رحِمَكُمُ اللَّهُ فإنَّهُ يُؤجَرُ أربَعةٌ: السائلُ، والمُتكَلِّمُ، والمُستَمِعُ، والمُحِبُّ لَهُم
؛ دانش گنجينه هايى است و كليدهاى آن پرسش است، پس خدايتان رحمت كند، بپرسيد، كه با اين كار چهار نفر اجر مىبرند: پرسشگر، پاسخگو، شنونده و دوستدار آن». [١]
و همان حضرت فرموده است:
«السؤالُ نِصْفُ العِلم
؛ پرسش نيمى از دانش است». [٢] و درباره خوب پرسيدن هم حديث از آن حضرت وارد شده كه نيمى از دانش است.
على عليه السلام به شخصى كه از آن حضرت سؤال مشكلآفرين پرسيد، فرمود:
«سَلْ تَفَقُّهاً وَلا تَسْأل تَعَنُّتاً، فإنّ الجَاهِلَ المُتَعَلِّمَ شَبيهٌ بِالعَالِمِ، وانّ العَالِمَ المتَعَسِّفَ شَبِيهٌ بِالجَاهِلِ المتَعَنِّتِ؛
به قصد يادگرفتن بپرس، نه براى آزردن و خطا گرفتن؛ زيرا جاهلى كه در صدد آموختن باشد همانند عالم است و عالمى كه در بيراهه قدم نهد همچون جاهلى است كه به قصد خطا گرفتن مىپرسد». [٣]
و اگر سؤال از انسان شد و جوابش را نمىداند، بگويد: نمىدانم نه اينكه جواب نادرست بدهد و دچار پيامدهاى آن شود.
[١]. تحف العقول، حكمت ٣٩
[٢]. ميزان الحكمه، ج ٤، ص ٣٣١
[٣]. نهجالبلاغه، حكمت ٣٢٠