گفتار معصومين( ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٧ - ٣٤ مرگ
بر اثر شدّت حادثهاى دست مىدهد و انسان را مغلوب مىسازد. گاهى به «غمرات الموت» يعنى سختىهاى مرگ تعبير شده و گاهى به «اذا بلغت الحقوم» يعنى رسيدن روح به حلقوم، و گاهى به «اذا بلغت التراقى» يعنى رسيدن روح به تراقى كه استخوانهاى اطراف گلوگاه باشد، شده است. از مجموع اين تعبيرات استفاده مىشود كه اين حالت انتقال براى همه سخت است حتّى براى مؤمنان، چون روح ساليان درازى با اين تن خو گرفته و حالا مىخواهد خارج شود احساس ناراحتى مىكند، امّا براى مؤمنان راستين به آسانى مىگذرد به خاطر اينكه علايق خاص به اين دنيا ندارند و شوق به لقاى پروردگار و رحمت و نعمتهاى او دارند.
على عليه السلام لحظات جان دادن را زيبا ترسيم مىكند و مىفرمايد:
«اجْتَمَعَتْ عَلَيْهِمْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ، وَحَسْرَةُ الْفَوْتِ
...؛ سكرات مرگ، و حسرت از دست دادن نعمتهاى دنيا، به آنها هجوم مىآورد، اعضاى بدنشان به سستى مىگرايد و رنگ از چهره آنها مىپرد. سپس پنجه مرگ در آنها نفوذ بيشتر مىكند، آنچنان كه زبانش از كار مىافتد در حالى كه در ميان خانواده خود قرار دارد، با چشم مىبيند و با گوش مىشنود. در اين مىانديشد كه عمر خويش را در چه راهى تباه كرد؟
دوران زندگى خود را در چه راهى گذراند؟ به ياد ثروتهايى مىافتد كه بدون توجّه به حلال و حرام بودن جمعآورى مىكرد، و هرگز در طريق تحصيل آنها نينديشيد. انگشت حسرت به دهان مىگيرد، و دست خود را از پشيمانى مىگزد، چرا كه به هنگام مرگ مسائلى بر او روشن مىشود كه تا آن زمان مخفى مانده بود، او در اين حال نسبت به آنچه در دوران زندگى به شدّت به آن علاقه داشت بىاعتنا مىشود، آرزو مىكند اى كاش كسانى كه در گذشته به ثروت او غبطه مىخوردند و بر آن حسد مىورزيدند، اين اموال در اختيار آنان بود و نه او. [١]
[١]. نهجالبلاغه، خطبه ١٠٩