گفتار معصومين( ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤ - ١ عبرت و چند صفت ديگر
گريه نكردن آسمان و زمين بر آنها ممكن است كنايه از حقارت آنها و نداشتن يار و ياور دلسوزى براى آنها باشد، چون در ميان عرب رسم است هنگامى كه مىخواهند اهميّت مقام كسى را كه مصيبتى بر او وارد شده بيان كنند، مىگويند:
آسمان و زمين بر او گريه كردند و خورشيد و ماه براى فقدان او تاريك شدند.
اين احتمال هم داده شده كه منظور، گريستن اهل آسمانها و زمين است؛ زيرا آنها براى مؤمنان و مقربان درگاه خداوند گريه مىكنند.
بعضى نيز گفتهاند: گريه آسمان و زمين يك گريه حقيقى است كه به صورت نوعى دگرگونى و سرخى مخصوص خودنمايى مىكند. چنانكه در روايتى مىخوانيم:
«لَمّا قُتِلَ الحُسَيْنُ بنُ عليِّ بنِ أبي طالبٍ عليه السلام بَكَتِ السَّماءُ عَلَيْهِ وَبُكاؤها حُمْرَةُ أطرافِها
؛ هنگامى كه حسين بن على عليه السلام شهيد شد آسمان بر او گريه كرد، و گريه او سرخى مخصوصى بود كه در اطراف آسمان نمايان شد». [١]
و امام صادق عليه السلام مىفرمايند:
«بَكَتِ السَّماءُ على يَحْيى بنِ زَكَرِيّا وَ عَلى الحُسَيْنِ بنِ عَليٍّ عليهما السلام أربَعِينَ صَباحاً، وَلَمْ تَبْكِ إلّاعَلَيْهِما، قُلْتُ: وَمَا بُكاؤُها؟ قال: كانَتْ تَطْلُعُ حَمْراءَ وَتَغِيبُ حَمْراء
؛ آسمان بر يحيى بن زكريا و بر حسين بن على عليهما السلام چهل روز گريه كرد و بر كسى غير از آن دو چنين گريه نكرده است؛ راوى مىگويد: سؤال كردم گريه آسمان چگونه بود؟ فرمود: به هنگام طلوع و غروب سرخى مخصوصى در آسمان ظاهر مىشد». [٢]
اما در حديثى از پيامبر صلى الله عليه و آله مىخوانيم كه فرمودهاند:
«مَا مِنْ مُؤْمِنٍ إلّاوَلَهُ بابٌ يَصْعَدُ مِنْهُ عَمَلُهُ وَبابٌ يَنْزِلُ مِنْهُ رِزْقُهُ فَإذا ماتَ بَكَيا عَلَيهِ
؛ هيچ مؤمن نيست مگر اينكه درى در آسمان دارد كه عملش از آن بالا مىرود، و درى كه روزيش از آن نازل مىشود، هنگامى كه مىميرد اين دو در بر او گريه مىكنند». [٣]
[١]. مجمع البيان، ذيل آيات مورد بحث
[٢]. همان مدرك
[٣]. همان مدرك