گفتار معصومين( ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٤ - ٣٤ مرگ
حجم خورشيد تبديل به حرارت و انرژى مىشود ولى اين نقصان كه طى ساليان درازى ادامه دارد، اثر محسوس بر نور و حرارت آن نگذاشته است چون نوع انرژى اتمى است. اما بالاخره جرم خورشيد محدود است و روزى فرا مىرسد كه نورش تمام مىشود چرا كه «إذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ» [١] كره ماه و زمين عمرشان محدود است. دستگاه بدن انسان عمرش محدود است، ضربان قلب انسان حد معيّنى دارد وقتى به آن حد رسيد از كار مىافتد و غالباً قبل از آنكه به آن حد معيّن برسد بر اثر عوامل بيرونى از بين مىرود. بنابراين گذشت زمان انسان را دائماً به سوى مرگ مىبرد؛ امام على عليه السلام مىفرمايند:
«نَفَسُ الْمَرْءِ خُطَاهُ إِلى أَجَلِهِ
؛ نفسهاى انسان گامهاى او به سوى مرگ است». [٢]
با اين مقدّمه برويم سراغ حديث كه امام مىفرمايند: تو به عقب مىروى و مرگ به سوى تو مىآيد و چه زود به هم مىرسيد. چرا كه ما دائماً سرمايه عمرمان را از دست مىدهيم و عوامل بيرونى و درونى در ما اثر مىگذارد و ما را به سوى مرگ سوق مىدهد.
اين يك درس اخلاقى براى همه ماست كهاى انسان! چه بخواهى و چه نخواهى تو را به سوى قبر مىبرند، چرا غافل مىشويد از چيزى كه از شما غافل نمىشود، طمع در چيزى داريد كه به شما مهلت نمىدهد.
درباره مرگ، اين عناوين را مورد بحث قرار مىدهيم:
١. حقيقت مرگ.
٢. علّت ترس از مرگ.
٣. لحظه دردناك و سكرات مرگ.
٤. باز شدن چشم برزخى و ديدنىها، هنگام مرگ.
٥. بشارت هنگام مرگ.
[١]. سوره تكوير، آيه ١
[٢]. نهج البلاغه، حكمت ٧٤