گفتار معصومين( ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٥ - ٣٥ سه دستور اخلاقى (شجاعت، حياء و فرصت)
بزرگ باز مىدارد.
عوامل ترس را مىتوان در ضعف ايمان، احساس كمبود شخصيت و عقده حقارت، عدم آگاهى و جهل و عافيتطلبى دانست.
راههاى درمان ترس به اين است كه انسان آثار زيانبار آن را در نظر بگيرد كه باعث خوارى و عقبماندگى و محروميت مىشود و همچنين هنگامى كه از چيزى مىترسد خود را در آن وارد كند تا ترسش بريزد. و يكى از راههاى درمان ترس، پاك بودن و پاك زيستن است؛ چون افراد آلوده غالباً از نتيجه اعمالشان مىترسند، امام على عليه السلام مىفرمايند:
«ما اشْجَعَ الْبَرىء وَاجْبَنَ المُريبُ
؛ چه شجاع است انسان پاكدامن و چه ترسو است انسان گناه كار». [١]
امّا شجاعت كه از فضايل اخلاقى است در سيره پيشوايان ما به وضوح ديده مىشود كه نمونههايى از آن را بيان مىكنيم:
١. يكى از امتيازات على عليه السلام كه همه به آن معترفند، شجاعت آن حضرت است؛ حضرت مىفرمايند:
«وَاللَّهِ لَو تَظاهَرَتِ الْعَرَبُ عَلى قِتالِي لَما ولَّيْتُ عَنْها
؛ سوگند به خدا اگر همه عرب براى نبرد با من پشت به پشت يكديگر بدهند، من پشت به آن نبرد نكنم». [٢]
در جنگ صفين وقتى حضرت جنگ را با تأخير شروع كرد، گفتند على عليه السلام از مرگ مىترسد، حضرت فرمود: امّا اين كه مىگويند تأخير از ترس مرگ است، سوگند به خدا باكى ندارم من به سوى مرگ بروم، يا او به سوى من آيد.
در واقعه ليلة المبيت كه على عليه السلام به جاى پيامبر صلى الله عليه و آله خوابيد آمده است كه:
هنگامى كه محاصرهكنندگان خانه پيامبر صلى الله عليه و آله به درون خانه ريختند و به سوى بستر حمله كردند، وقتى على عليه السلام را به جاى پيغمبر صلى الله عليه و آله ديدند، با سخنان زشت به
[١]. غرر الحكم، ح ٩٦٢٦
[٢]. نهج البلاغه، نامه ٤٥