گفتار معصومين( ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٦ - ٣٥ سه دستور اخلاقى (شجاعت، حياء و فرصت)
آن حضرت اهانت كردند، حضرت فرمود: اين سخنان را درباره من مىگوييد در حالى كه خداوند افتخارات بزرگى به من داده است، از جمله آنها فرمودند:
«وَمِنَ الشَّجاعَةِ ما لَوْ قُسِّمَ عَلى جَميعِ جَبَناءِ الدُّنيا لَصارُوا بِه شَجْعاناً
؛ خداوند آن قدر شجاعت به من عطا فرمود كه اگر بر تمام افراد ترسوى دنيا تقسيم شود همه شجاع خواهند شد». [١]
در جنگ احُد، على عليه السلام نُه نفر از قهرمانان دشمن را به هلاكت رسانيد، اوّلين قهرمان پرچمدار دشمن شخصى به نام «طلحة بن ابى طلحه» بود كه او را كَبْشُ الْكَتيبَه (قوچ و سردار جمعيت مشرك) مىخواندند، همين كه در ميدان چشم او به على عليه السلام افتاد، گفت: يا قُضَمْ؛ امام صادق عليه السلام در مورد اينكه چرا به امام على اين لقب را دادهاند مىفرمايند: اين لقب قُضَمْ براى على عليه السلام به خاطر اين بود كه در سالهاى آغاز بعثت، هنگامى كه مشركان كودكان خود را وادار مىكردند كه به سوى پيامبر صلى الله عليه و آله سنگپرانى كنند، على عليه السلام به سوى آنها حمله مىكرد و به هر كدام كه مىرسيد گوش و بينى و عضله آنها را مىگرفت و فشار مىداد آنها بر اثر شدّت درد، با زارى و گريه به خانه مىرفتند، وقتى از علّت گريه آنها مىپرسيدند، مىگفتند:
«قَضَمَنا عَلِىٌ»
على ما را گوشمالى داد. به خاطر همين بود كه طلحة بن أبىطلحه آن حضرت را قضم ياد كرد و در همان جنگ به دست على عليه السلام كشته شد. [٢]
٢. امام سجّاد عليه السلام وقتى وارد مجلس ابن زياد شد، بين امام و او گفتگوى شديدى رخ داد به طورى كه ابن زياد دستور داد گردن امام عليه السلام را بزنند. زينب عليها السلام شجاعانه جلوى آنها را گرفت، بعد امام عليه السلام خطاب به ابنزياد فرمود: آيا مرا به مرگ تهديد مىكنى؟
«اما عَلِمْتَ أَنَّ القَتْلَ لَنا عادَةٌ وَكَرامَتا مِنَ اللَّهِ الشَّهادةُ
؛ آيا
[١]. بحارالانوار، ج ١٩، ص ٨٣
[٢]. بحارالانوار، ج ٢٠، ص ٥٢