گفتار معصومين( ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٧ - ٣٧ نعمتهاى الهى
نكته سوم: چرا شكر نعمت باعث زيادى آن و ناسپاسى باعث از بين رفتن آن مىشود؟ جواب اين سؤال از لابهلاى بحث روشن شده كه شكرگذارى نعمت نشان مىدهد كه انسان خود را لايق آن مىداند و كفران نعمت بىلياقتى انسان را نشان مىدهد، لذا از او سلب نعمت مىشود؛ چرا كه خداوند هيچ نعمتى را كه به گروهى داده تغيير نمىدهد، مگر آنكه آنها خودشان تغيير دهند. [١]
يكى از اصول اخلاقى در سيره پيشوايان معصوم ما كه به روشنى ديده مىشود مقام بندگى و شكرگذارى است و عباداتشان صرفا به عنوان شكرگذارى در برابر نعمتهاى خداوند بوده است كه نمونه هايى از آن را ذكر مىكنيم:
١. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله آن قدر براى نماز و عبادت مىايستاد كه پاهايش ورم كرد و آن قدر نماز شب خواند كه چهرهاش زرد شد، آن قدر هنگام عبادت مىگريست كه بىحال مىشد، عايشه گفت: چرا اين قدر خود را به زحمت مىافكنى در حالى كه خداوند گذشته و آينده تو را بخشوده است، پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
«الا اكُونَ عَبْداً شَكُوراً
؛ آيا من بنده شكرگذار خدا نباشم». [٢]
از اين تعبير حضرت استفاده مىشود كه انگيزه عبادت را شكر نعمتهاى خدا مىدانند.
٢. در فرازى از دعاى امام حسين عليه السلام در روز عرفه آمده: اگر تصميم بگيرم و تلاش كنم در تمام عصرها و روزگاران، به فرض اينكه در تمام اين اعصار و روزگارها زنده باشم و زندگى كنم و خواسته باشم يكى از نعمتهايت را شكرگذارى نمايم، توان آن را نخواهم داشت. [٣]
٣. هشام بن احمد مىگويد: من با امام موسى بن جعفر عليه السلام در اطراف مدينه
[١]. سوره انفال، آيه ٥٣
[٢]. اصول كافى، ج ٢، ص ٩٥
[٣]. مفاتيح الجنان، اعمال ماه ذيحجّه