برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٩٤ - آيا رستاخيز براى حيوانات هم وجود دارد؟
حوادث كوچك انسان به غير خدا متوسل گردد، اما هنگامى كه حادثه فوق العاده شديد باشد انسان همه چيز را فراموش مىكند ولى در همين حال در اعماق دل خود يك نوع اميدوارى به نجات كه از منبع قدرت مرموز و نامشخصى سر چشمه مىگيرد احساس مىكند اين همان توجه به خدا و حقيقت توحيد است.
(آيه ٤١)- در اين آيه مىفرمايد: «بلكه تنها او را مىخوانيد، او هم اگر بخواهد مشكل شما را برطرف مىكند، و شريكهايى كه براى خدا درست كرده بوديد همه را فراموش مىكنيد» (بَلْ إِيَّاهُ تَدْعُونَ فَيَكْشِفُ ما تَدْعُونَ إِلَيْهِ إِنْ شاءَ وَ تَنْسَوْنَ ما تُشْرِكُونَ).
(آيه ٤٢)- سر انجام زندگى اندرز ناپذيران! قرآن همچنان گفتگو با گمراهان و مشركان را ادامه مىدهد و از راه ديگرى براى بيدار ساختن آنها موضوع را تعقيب مىكند، يعنى دست آنها را گرفته و به قرون و زمانهاى گذشته مىبرد.
نخست مىگويد: «ما پيامبرانى به سوى امم پيشين فرستاديم و چون اعتنا نكردند آنها را به منظور بيدارى و تربيت با مشكلات و حوادث سخت، با فقر و خشكسالى و قحطى با بيمارى و درد و رنج و بأساء و ضرّاء [١] مواجه ساختيم شايد متوجه شوند و به سوى خدا بازگردند» (وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا إِلى أُمَمٍ مِنْ قَبْلِكَ فَأَخَذْناهُمْ بِالْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُونَ).
(آيه ٤٣)- در اين آيه مىگويد: «چرا آنها از اين عوامل دردناك و بيداركننده پند و اندرز نگرفتند و بيدار نشدند و به سوى خدا بازنگشتند» (فَلَوْ لا إِذْ جاءَهُمْ بَأْسُنا تَضَرَّعُوا).
در حقيقت علت عدم بيدارى آنها دو چيز بود، نخست اين كه «بر اثر زيادى گناه و لجاجت در شرك، قلبهاى آنها تيره و سخت و روح آنها انعطاف ناپذير شده بود» (وَ لكِنْ قَسَتْ قُلُوبُهُمْ).
[١] «بأساء» در اصل به معنى شدت و رنج است و به معنى جنگ نيز به كار مىرود، همچنين در قحطى و خشكسالى و فقر و مانند اينها، ولى «ضرّاء» به معنى ناراحتى روحى است مانند غم و اندوه و جهل و نادانى و يا ناراحتيهايى كه از بيمارى و از دست دادن مقام و مال و ثروت پيدا مىشود.