برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦٧ - فلسفه تحريم صيد در حال احرام
است و ما مرتكب تجاوز و ستمى نشدهايم و اگر چنين كرده باشيم از ظالمان و ستمگران خواهيم بود» (فَيُقْسِمانِ بِاللَّهِ لَشَهادَتُنا أَحَقُّ مِنْ شَهادَتِهِما وَ مَا اعْتَدَيْنا إِنَّا إِذاً لَمِنَ الظَّالِمِينَ).
(آيه ١٠٨)- اين آيه در حقيقت فلسفه احكامى را كه در زمينه شهادت در آيات قبل گذشت بيان مىكند كه: «اگر طبق دستور بالا عمل شود (يعنى دو شاهد را بعد از نماز و در حضور جمع به گواهى بطلبند، و در صورت بروز خيانت آنها، افراد ديگرى از ورثه جاى آنها را بگيرند و حق را آشكار سازند) اين برنامه سبب مىشود كه شهود در امر شهادت دقت به خرج دهند و آن را بر طبق واقع- به خاطر ترس از خدا يا به خاطر ترس از خلق خدا- انجام دهند مبادا سوگندهايى جاى سوگندهاى آنها را بگيرد» (ذلِكَ أَدْنى أَنْ يَأْتُوا بِالشَّهادَةِ عَلى وَجْهِها أَوْ يَخافُوا أَنْ تُرَدَّ أَيْمانٌ بَعْدَ أَيْمانِهِمْ).
در حقيقت اين كار سبب مىشود كه حد اكثر ترس از مسؤوليت در برابر خدا و يا بندگان خدا در آنها بيدار گردد و از محور حق منحرف نشوند.
و در آخر آيه براى تأكيد روى تمام احكام گذشته دستور مىدهد: «پرهيزكارى پيشه كنيد و گوش به فرمان خدا فرا دهيد و بدانيد خداوند جمعيت فاسقان را هدايت نخواهد كرد» (وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اسْمَعُوا وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ).
(آيه ١٠٩)- اين آيه در حقيقت مكملى براى آيات قبل است، زيرا در ذيل آيات گذشته كه مربوط به مسأله شهادت حق و باطل بود دستور به تقوا و ترس از مخالفت فرمان خدا داده شده، در اين آيه مىگويد: «از آن روز بترسيد كه خداوند پيامبران را جمع مىكند و از آنها در باره رسالت و مأموريتشان سؤال مىكند و مىگويد مردم در برابر دعوت شما چه پاسخى گفتند» (يَوْمَ يَجْمَعُ اللَّهُ الرُّسُلَ فَيَقُولُ ما ذا أُجِبْتُمْ).
آنها از خود نفى علم كرده و همه حقايق را موكول به علم پروردگار كرده مىگويند: «خداوندا! ما علم و دانشى نداريم، تو آگاه بر تمام غيوب و پنهانيها هستى» (قالُوا لا عِلْمَ لَنا إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ).