برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٥ - ادامه سوره نساء
و آن هنگامى است كه انسان در آستانه مرگ قرار مىگيرد و ارتباط او با اين جهان ضعيف و با جهان بعد از مرگ قوى مىگردد، پردهها از برابر چشم او كنار مىرود و بسيارى از حقايق را مىبيند، در اين موقع است كه چشم حقيقت بين او مقام مسيح را مشاهده مىكند و در برابر او تسليم مىگردد، آنها كه منكر او شدند به او مؤمن مىشوند و آنها كه او را خدا دانستند به اشتباه خود پى مىبرند در حالى كه اين ايمان هيچ گونه سودى براى آنها ندارد- پس چه بهتر اكنون كه ايمان مفيد است مؤمن شوند! ٢- منظور اين است كه تمام اهل كتاب به حضرت مسيح (ع) پيش از «مرگ او» ايمان مىآوردند يهوديان او را به نبوت مىپذيرند و مسيحيان دست از الوهيت او مىكشند و اين به هنگامى است كه مسيح (ع) طبق روايات اسلامى در موقع ظهور حضرت مهدى (عج) از آسمان فرود مىآيد، و پشت سر او نماز مىگذارد و يهود و نصارا نيز او را مىبينند و به او و مهدى (عج) ايمان مىآورند، و روشن است كه مسيح به حكم اين كه آيينش مربوط به گذشته بوده وظيفه دارد در اين زمان از آيين موجود يعنى آيين اسلام كه مهدى (عج) مجرى آن است پيروى كند.
و در پايان آيه مىفرمايد: «در روز رستاخيز، مسيح گواه بر آنها خواهد بود» (وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ يَكُونُ عَلَيْهِمْ شَهِيداً).
منظور از گواهى مسيح بر ضد آنها اين است كه او گواهى مىدهد كه تبليغ رسالت كرده و آنها را هيچ گاه به خدايى و الوهيت خود دعوت ننموده بلكه به ربوبيت پروردگار دعوت كرده است.
(آيه ١٦٠)- سرنوشت صالحان و ناصالحان يهود! در آيات گذشته به چند نمونه از خلافكاريهاى يهود اشاره شد، در اين آيه و دو آيه بعد نيز پس از ذكر چند قسمت ديگر از اعمال ناشايست آنها، كيفرهايى را كه بر اثر اين اعمال در دنيا و آخرت دامان آنها را گرفته و مىگيرد، بيان مىدارد.
نخست مىفرمايد: «به خاطر ظلم و ستمى كه يهود كردند، و به خاطر