برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٠ - ادامه سوره نساء
زيرا همان گونه كه خداوند «ستّار العيوب» است، دوست ندارد كه افراد بشر پردهدرى كنند و عيوب مردم را فاش سازند و آبروى آنها را ببرند.
سپس به بعضى از امور كه مجوز اين گونه بدگوييها و پردهدريها مىشود اشاره كرده، مىفرمايد: «مگر كسى كه مظلوم واقع شده» (إِلَّا مَنْ ظُلِمَ).
چنين افراد براى دفاع از خويشتن در برابر ظلم ظالم حق دارند اقدام به شكايت كنند و يا از مظالم و ستمگريها آشكارا مذمت و انتقاد و غيبت نمايند و تا حق خود را نگيرند و دفع ستم ننمايند از پاى ننشينند.
و در پايان آيه- همان طور كه روش قرآن است- براى اين كه افرادى از اين استثناء نيز سوء استفاده نكنند و به بهانه اين كه مظلوم واقع شدهاند عيوب مردم را بدون جهت آشكار نسازند مىفرمايد: «خداوند سخنان را مىشنود و از نيات آگاه است» (وَ كانَ اللَّهُ سَمِيعاً عَلِيماً).
(آيه ١٤٩)- در اين آيه، به نقطه مقابل اين حكم اشاره كرده، مىفرمايد: «اگر نيكيهاى افراد را اظهار كنيد و يا مخفى نماييد مانعى ندارد (به خلاف بديها كه مطلقا جز در مواردى استثنايى بايد كتمان شود) و نيز اگر در برابر بديهايى كه افراد به شما كردهاند راه عفو و بخشش را پيش گيريد بهتر است زيرا اين كار در حقيقت يك نوع كار الهى است كه با داشتن قدرت بر هر گونه انتقام، بندگان شايسته خود را مورد عفو قرار مىدهد» (إِنْ تُبْدُوا خَيْراً أَوْ تُخْفُوهُ أَوْ تَعْفُوا عَنْ سُوءٍ فَإِنَّ اللَّهَ كانَ عَفُوًّا قَدِيراً).
(آيه ١٥٠)- ميان پيامبران تبعيض نيست! در اين آيه و آيه بعد توصيفى از حال جمعى از كافران و مؤمنان و سرنوشت آنها آمده است و آيات گذشته را كه در باره منافقان بود تكميل مىكند.
نخست به كسانى كه ميان پيامبران الهى فرق گذاشته، بعضى را بر حق و بعضى را بر باطل مىدانند اشاره كرده، مىفرمايد: «آنها كه به خدا و پيامبرانش كافر مىشوند و مىخواهند ميان خدا و پيامبران تفرقه بيندازند و اظهار مىدارند كه ما نسبت به بعضى از آنها ايمان داريم اگر چه بعضى ديگر را به رسميت نمىشناسيم، و به گمان خود مىخواهند در اين ميان راهى پيدا كنند ...» (إِنَّ الَّذِينَ