برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٤ - جنايت تهمت
مذهب سابق خود و آيين اسلام مىكردند، اما قرآن به آنها توصيه مىكند كه تمام پيامبران و كتب آسمانى را به رسميت بشناسند، زيرا همه از طرف يك مبدء مبعوث شدهاند. بنابراين، معنى ندارد كه بعضى از آنها را بپذيرند و بعضى را نپذيرند، مگر يك حقيقت واحد تبعيضبردار است؟ و مگر تعصبها مىتواند جلو واقعيات را بگيرد؟ لذا آيه مىگويد: «اى كسانى كه ايمان آوردهايد به خدا و پيامبرش (پيامبر اسلام) و كتابى كه بر او نازل شده، و كتب آسمانى پيشين، همگى ايمان بياوريد» (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ الْكِتابِ الَّذِي نَزَّلَ عَلى رَسُولِهِ وَ الْكِتابِ الَّذِي أَنْزَلَ مِنْ قَبْلُ).
و در پايان آيه سرنوشت كسانى را كه از اين واقعيتها غافل بشوند بيان كرده، چنين مىفرمايد: «كسى كه به خدا و فرشتگان، و كتب الهى، و فرستادگان او، و روز بازپسين، كافر شود، در گمراهى دور و درازى افتاده است» (وَ مَنْ يَكْفُرْ بِاللَّهِ وَ مَلائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالًا بَعِيداً).
در حقيقت ايمان به پنج اصل در اين آيه لازم شمرده شده، يعنى علاوه بر ايمان به مبدء و معاد، ايمان به كتب آسمانى و انبياء و فرشتگان نيز لازم است.
(آيه ١٣٧)- سرنوشت منافقان لجوج! به تناسب بحثى كه در آيه قبل در باره كافران و گمراهى دور و دراز آنها بود در اينجا قرآن اشاره به حالت جمعى از آنان كرده كه هر روز شكل تازهاى به خود مىگيرند، روزى در صف مؤمنان، و روز ديگر در صف كفار، و باز در صف مؤمنان و سپس در صفوف كافران متعصب و خطرناك قرار مىگيرند؛ خلاصه همچون «بت عيّار» هر لمحه به شكلى و هر روز به رنگى در مىآيند و سر انجام در حال كفر و بىايمانى جان مىدهند! اين آيه در باره سرنوشت چنين كسانى مىگويد: «آنها كه ايمان آوردند سپس كافر شدند باز ايمان آوردند و بار ديگر راه كفر پيش گرفتند و سپس بر كفر خود افزودند، هرگز خداوند آنها را نمىآمرزد و به راه راست هدايت نمىكند» (إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا ثُمَّ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا ثُمَّ ازْدادُوا كُفْراً لَمْ يَكُنِ اللَّهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ وَ لا لِيَهْدِيَهُمْ سَبِيلًا).