برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣١ - زيانهاى شايعهسازى و نشر شايعات
و برترى يا مساوات آنها، در هر حد و مرحلهاى، بر خداوند پوشيده و پنهان نيست مىفرمايد: «خداوند حساب همه چيز را دارد» (إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ حَسِيباً).
(آيه ٨٧)- اين آيه تكميلى براى آيات قبل و مقدمه براى آيات بعد است؛ زيرا در آيه قبل پس از دستور به «ردّ تحيّت» فرمود: خداوند حساب همه اعمال شما را دارد، در اين آيه اشاره به مسأله رستاخيز و دادگاه عمومى بندگان در روز قيامت كرده و آن را با مسأله توحيد و يگانگى خدا كه ركن ديگرى از ايمان است مىآميزد، و مىفرمايد: «خداوند، معبودى جز او نيست و بطور قطع در روز قيامت شما را دسته جمعى مبعوث مىكند، همان روز قيامتى كه هيچ شك و ترديدى در آن نيست» (اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ لا رَيْبَ فِيهِ).
و در پايان براى تأكيد مطلب مىفرمايد: «كيست كه راستگوتر از خدا باشد» (وَ مَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ حَدِيثاً).
بنابراين، هر گونه وعدهاى در باره روز قيامت و غير آن مىدهد نبايد جاى ترديد باشد، زيرا دروغ يا از جهل سر چشمه مىگيرد يا از ضعف و نياز، اما خداوندى كه از همه آگاهتر و از همگان بىنياز است، از هر كس راستگوتر است و اصولا دروغ براى او مفهومى ندارد.
(آيه ٨٨)
شأن نزول-
مطابق نقل جمعى از مفسران از ابن عباس، عدهاى از مردم مكه ظاهرا مسلمان شده بودند، ولى در واقع در صف منافقان قرار داشتند، به همين دليل حاضر به مهاجرت به مدينه نشدند، اما سر انجام مجبور شدند از مكه خارج شوند (و شايد هم به خاطر موقعيت ويژهاى كه داشتند براى هدف جاسوسى اين عمل را انجام دادند).
مسلمانان از جريان آگاه شدند، ولى به زودى در باره چگونگى برخورد با اين جمع در ميان مسلمين اختلاف افتاد، عدهاى معتقد بودند كه بايد اين عده را طرد كرد، زيرا در واقع پشتيبان دشمنان اسلامند، ولى بعضى از افراد ظاهربين و ساده دل با اين طرح مخالفت كردند و گفتند: عجبا! ما چگونه با كسانى كه گواهى به توحيد و نبوت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دادهاند بجنگيم؟