برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٢ - نفوذ آيات قرآن در دلهاى مسلمانان
«شاس بن قيس» كه پيرمردى تاريكدل و در كفر و عناد كم نظير بود، روزى از كنار مجمع مسلمانان مىگذشت، ديد جمعى از طايفه «اوس» و «خزرج» كه سالها با هم جنگهاى خونينى داشتند، مجلس انسى به وجود آوردهاند، با خود گفت اگر اينها تحت رهبرى محمد صلّى اللّه عليه و آله از همين راه پيش روند موجوديت يهود بكلى در خطر مىافتد در اين حال يكى از جوانان يهودى را دستور داد كه به جمع آنها بپيوندد، و حوادث خونين «بغاث» (محلى كه جنگ شديد اوس و خزرج در آن نقطه واقع شد) را به ياد آنها بياورد.
اتفاقا اين نقشه، مؤثر واقع گرديد و جمعى از مسلمانان از شنيدن اين جريان به گفتگو پرداختند، چيزى نمانده بود كه آتش خاموش شده ديرين بار ديگر شعلهور گردد.
خبر به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله رسيد، فورا با جمعى از مهاجرين به سراغ آنها آمد، و با اندرزهاى مؤثر و سخنان تكان دهنده خود آنها را بيدار ساخت.
جمعيت چون سخنان آرام بخش پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را شنيدند، سلاحها را بر زمين گذاشته، و دانستند اين از نقشههاى دشمنان اسلام بوده است، و صلح و صفا و آشتى بار ديگر كينههايى را كه مىخواست زنده شود شستشو داد.
در اين هنگام چهار آيه نازل شد كه در دو آيه نخست، يهوديان اغواكننده را نكوهش مىكند، و در دو آيه بعد به مسلمانان هشدار مىدهد.
تفسير:
نفاقافكنان- در اين آيه نخست روى سخن را به اهل كتاب (يهود) نموده و خداوند به پيغمبرش فرمان مىدهد كه با زبان ملامت و سرزنش از آنها بپرسد انگيزه آنها در كفر ورزيدن به آيات خدا چيست؟ در حالى كه مىدانند خداوند از اعمال آنان آگاه است. مىفرمايد: «بگو: اى اهل كتاب! چرا به آيات خدا كفر مىورزيد با آن كه خدا گواه است بر اعمالى كه انجام مىدهيد» (قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ لِمَ تَكْفُرُونَ بِآياتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ شَهِيدٌ عَلى ما تَعْمَلُونَ).
(آيه ٩٩)- در اين آيه آنها را ملامت مىكند و مىفرمايد: «بگو: اى اهل كتاب! چرا افرادى را كه ايمان آوردهاند از راه خدا باز مىداريد و مىخواهيد