برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣١ - ادامه سوره بقره
و در يازدهمين و دوازدهمين، توصيف مىگويد: «و اوست بلند مقام و با عظمت» (وَ هُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ).
و خداوندى كه عظيم و بزرگ است و بىنهايت هيچ كارى براى او مشكل نيست و هيچ گاه از اداره و تدبير جهان هستى خسته و ناتوان و غافل و بىخبر نمىگردد و علم او به همه چيز احاطه دارد.
قابل توجه اين كه آية الكرسى بر خلاف آنچه مشهور و معروف است همين يك آيه بيشتر نيست.
(آيه ٢٥٦)
شأن نزول:
مردى از اهل مدينه به نام «ابو حصين» دو پسر داشت برخى از بازرگانانى كه به مدينه كالا وارد مىكردند هنگام برخورد با اين دو پسر آنان را به عقيده و آيين مسيح دعوت كردند، آنها هم سخت تحت تأثير قرار گرفتند.
«ابو حصين» از اين جريان سخت ناراحت شد و به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اطلاع داد و از حضرت خواست كه آنان را به مذهب خود برگرداند و سؤال كرد آيا مىتواند آنان را با اجبار به مذهب خويش باز گرداند؟ آيه نازل شد و اين حقيقت را بيان داشت كه:
«در گرايش به مذهب اجبار و اكراهى نيست».
تفسير:
آية الكرسى در واقع مجموعهاى از توحيد و صفات جمال و جلال خدا بود كه اساس دين را تشكيل مىدهد، و چون در تمام مراحل با دليل عقل قابل استدلال است و نيازى به اجبار و اكراه نيست در اين آيه مىفرمايد: «در قبول دين هيچ اكراهى نيست (زيرا) راه درست از بيراهه آشكار شده است» (لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ).
اين آيه پاسخ دندانشكنى است به آنها كه تصور مىكنند اسلام در بعضى از موارد جنبه تحميلى و اجبارى داشته و با زور و شمشير و قدرت نظامى پيش رفته است.
سپس به عنوان يك نتيجه گيرى از جمله گذشته مىافزايد: «پس كسى كه به طاغوت (بت و شيطان و انسانهاى طغيانگر) كافر شود و به خدا ايمان آورد، به دستگيره محكمى دست زده است كه گسستن براى آن وجود ندارد (فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى لَا انْفِصامَ لَها).