برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١٧ - ازدواج با زنان غير مسلمان
ندارد (لا يَحْزُنْكَ الَّذِينَ يُسارِعُونَ فِي الْكُفْرِ مِنَ الَّذِينَ قالُوا آمَنَّا بِأَفْواهِهِمْ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ).
بعد از ذكر كارشكنيهاى منافقان و دشمنان داخلى به وضع دشمنان خارجى و يهود پرداخته و مىگويد: «همچنين كسانى كه از يهود نيز اين مسير را مىپيمايند نبايد مايه اندوه تو شوند» (وَ مِنَ الَّذِينَ هادُوا).
بعد اشاره به پارهاى از اعمال نفاقآلود كرده، مىگويد: «آنها زياد به سخنان تو گوش مىدهند) اما اين گوش دادن براى درك و اطاعت نيست، بلكه براى اين است) كه دستاويزى براى تكذيب و افترا بر تو پيدا كنند» (سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ).
اين جمله تفسير ديگرى نيز دارد، «آنها به دروغهاى پيشوايان خود فراوان گوش مىدهند. ولى حاضر به پذيرش سخن حق نيستند».
صفت ديگر آنها اين است كه نه تنها براى دروغ بستن به مجلس شما حاضر مىشوند، بلكه «در عين حال جاسوسهاى ديگران كه نزد تو نيامدهاند نيز مىباشند» (سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرِينَ لَمْ يَأْتُوكَ).
يكى ديگر از صفات آنها اين است كه «سخنان خدا را تحريف مىكنند (خواه تحريف لفظى و يا تحريف معنوى هر حكمى را بر خلاف منافع و هوسهاى خود تشخيص دهند) آن را توجيه و تفسير و يا بكلى رد مىكنند» (يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ مِنْ بَعْدِ مَواضِعِهِ).
عجبتر اين كه آنها پيش از آن كه نزد تو بيايند تصميم خود را گرفتهاند، «بزرگان آنها به آنان دستور دادهاند كه اگر محمد حكمى موافق خواست ما گفت، بپذيريد و اگر بر خلاف خواست ما بود از آن دورى كنيد» (يَقُولُونَ إِنْ أُوتِيتُمْ هذا فَخُذُوهُ وَ إِنْ لَمْ تُؤْتَوْهُ فَاحْذَرُوا».
اينها در گمراهى فرو رفتهاند و به اين ترتيب اميدى به هدايت آنها نيست، و خدا مىخواهد به اين وسيله آنها را مجازات كرده و رسوا كند «و كسى كه خدا اراده مجازات و رسوايى او را كرده است هرگز تو قادر بر دفاع از او نيستى» (وَ مَنْ يُرِدِ اللَّهُ فِتْنَتَهُ فَلَنْ تَمْلِكَ لَهُ مِنَ اللَّهِ شَيْئاً).