برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٧ - جنايت تهمت
و براى اين كه مؤمنان واقعى مرعوب آنان نشوند در پايان آيه اضافه مىكند:
«هيچ گاه خداوند راهى براى پيروزى و تسلط كافران بر مسلمانان قرار نداده است» (وَ لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا).
يعنى كافران نه تنها از نظر منطق بلكه از نظر نظامى و سياسى و فرهنگى و اقتصادى و خلاصه از هيچ نظر بر افراد با ايمان، چيره نخواهند شد.
و اگر پيروزى آنها را بر مسلمانان در ميدانهاى مختلف با چشم خود مىبينيم به خاطر آن است كه بسيارى از مسلمانان مؤمنان واقعى نيستند، نه خبرى از اتحاد و اخوت اسلامى در ميان آنان است و نه علم و آگاهى لازم كه اسلام آن را از لحظه تولد تا لحظه مرگ بر همه لازم شمرده است دارند، و چون چنانند طبعا چنينند!
(آيه ١٤٢)- در اين آيه و آيه بعد پنج صفت ديگر از صفات منافقان در عبارات كوتاهى آمده است:
١- آنها براى رسيدن به اهداف شوم خود از راه خدعه و نيرنگ وارد مىشوند و حتى مىخواهند: به خدا خدعه و نيرنگ زنند در حالى كه در همان لحظات كه در صدد چنين كارى هستند در يك نوع خدعه واقع شدهاند، زيرا براى به دست آوردن سرمايههاى ناچيزى سرمايههاى بزرگ وجود خود را از دست مىدهند بطورى كه آيه مىگويد: «منافقان مىخواهند خدا را فريب دهند؛ در حالى كه او آنها را فريب مىدهد» (إِنَّ الْمُنافِقِينَ يُخادِعُونَ اللَّهَ وَ هُوَ خادِعُهُمْ).
٢- آنها از خدا دورند و از راز و نياز با او لذت نمىبرند و به همين دليل:
«هنگامى كه به نماز برخيزند سر تا پاى آنها غرق كسالت و بىحالى است» (وَ إِذا قامُوا إِلَى الصَّلاةِ قامُوا كُسالى).
٣- آنها چون به خدا و وعدههاى بزرگ او ايمان ندارند، «اگر عبادت يا عمل نيكى انجام دهند آن نيز از روى رياست نه به خاطر خدا»! (يُراؤُنَ النَّاسَ).
٤- «آنها گاهى ذكرى هم بگويند و يادى از خدا كنند از صميم دل و از روى آگاهى و بيدارى نيست و اگر هم باشد بسيار كم است» (وَ لا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا).
(آيه ١٤٣)- پنجم: «آنها افراد سرگردان و بىهدف و فاقد برنامه و مسير