برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٥ - ٤- تيمم براى معذورين
و به اين ترتيب آنچه وسيله هدايت خود و ديگران بود بر اثر سوء نيّاتشان تبديل به وسيله گمراه شدن و گمراه كردن گشت، چرا كه آنها هيچ گاه دنبال حقيقت نبودند، بلكه به همه چيز با عينك سياه نفاق و حسد و ماديگرى مىنگريستند.
(آيه ٤٥)- در اين آيه مىفرمايد: اينها اگر چه در لباس دوست، خود را جلوه مىدهند، دشمنان واقعى شما هستند «و خداوند از دشمنان شما آگاهتر است» (وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِأَعْدائِكُمْ).
چه دشمنى از آن بالاتر كه با سعادت و هدايت شما مخالفند، گاهى به زبان خيرخواهى و گاهى از طريق بدگويى و هر زمان به شكلى به دنبال تحقق بخشيدن به اهداف شوم خود هستند.
ولى شما هرگز از عداوت آنها وحشت نكنيد، شما تنها نيستيد «همين قدر كافى است كه خداوند رهبر و ولىّ شما باشد و كافى است كه خدا ياور شما باشد» (وَ كَفى بِاللَّهِ وَلِيًّا وَ كَفى بِاللَّهِ نَصِيراً).
(آيه ٤٦)- گوشه ديگرى از اعمال يهود! اين آيه به دنبال آيات قبل، صفات جمعى از دشمنان اسلام را تشريح مىكند و به گوشهاى از اعمال آنها اشاره مىنمايد.
يكى از كارهاى آنها، تحريف حقايق و تغيير چهره دستورهاى خداوند بوده است، آيه مىفرمايد: «جمعى از يهوديان سخنان را از محل خود تحريف مىنمايند» (مِنَ الَّذِينَ هادُوا يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ).
ن تحريف ممكن است جنبه لفظى داشته باشد و يا جنبه معنوى و عملى، اما جملههاى بعد مىرساند كه منظور از تحريف در اينجا همان تحريف لفظى و تغيير عبارت است زيرا آنها مىگويند: «ما شنيديم و مخالفت كرديم»! (وَ يَقُولُونَ سَمِعْنا وَ عَصَيْنا).
يعنى، به جاى اين كه بگويند: سمعنا و اطعنا «شنيديم و فرمانبرداريم» مىگويند شنيديم و مخالفيم.
و بعد اشاره به قسمت ديگرى از سخنان عداوت آميز و آميخته با جسارت