برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٥ - رؤيت خداوند
و مشقتها است البته براى عاشقان شهادت در راه حق و كسانى كه در سطح بالايى از معرفت قرار دارند جنگ با دشمنان حق شربت گوارايى است كه همچون تشنه كامان به دنبال آن مىروند و مسلما حساب آنها از حساب توده مردم جدا است.
سپس به يك قانون كلى و اصل اساسى كه حاكم بر قوانين تكوينى و تشريعى خداوند است اشاره مىكند، مىفرمايد: «چه بسا شما از چيزى اكراه داشته باشيد در حالى كه براى شما خير است و مايه سعادت و خوشبختى» (وَ عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ).
به عكس كنارهگيرى از جنگ و عافيت طلبى ممكن است خوشايند شما نباشد در حالى كه واقعا چنين نيست «چه بسا چيزى را دوست داشته باشيد و آن براى شما شرّ است» (وَ عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ).
و در پايان مىفرمايد: «و خدا مىداند و شما نمىدانيد» (وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ).
پروردگار جهان با اين لحن قاطع مىگويد كه افراد بشر نبايد تشخيص خودشان را در مسائل مربوط به سرنوشتشان حاكم سازند چرا كه علم آنها از هر نظر محدود و ناچيز است و معلوماتشان در برابر مجهولات همچون قطرهاى در برابر دريا است. آنها با توجه به علم محدود خود نبايد در برابر احكام الهى روى در هم كشند. بايد بطور قطع بدانند كه خداوند اگر جهاد و روزه و حجّ را تشريع كرده همه به سود آنها است، توجه به اين حقيقت روح انضباط و تسليم در برابر قوانين الهى را در انسان پرورش مىدهد، و درك و ديد او را از محيطهاى محدود فراتر مىبرد و به نامحدود يعنى علم بىپايان خدا پيوند مىدهد.
آيه ٢١٧-
شأن نزول:
پيش از جنگ «بدر» پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله «عبد اللّه بن جحش» را طلبيد و نامهاى به او داد، به او فرمان داد پس از آن كه دو روز راه پيمود، نامه را بگشايد و طبق آن عمل كند، او پس از دو روز طى طريق نامه را گشود و چنين يافت: «پس از آن كه نامه را باز كردى تا «نخله» (زمينى كه بين مكه و طائف است) پيش برو و در آنجا وضع قريش را زير نظر بگير».