برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩١ - رؤيت خداوند
كه اينها در اعماق زمين مىروند و اين جاى تعجب نيست «زيرا خداوند هر كس را بخواهد بىحساب روزى مىدهد» (وَ اللَّهُ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ).
اينها در حقيقت بشارت و آرامشى است براى مؤمنان فقير و هشدار و تهديدى است براى ثروتمندان مغرور و بىايمان.
بىحساب بودن روزى خداوند نسبت به افراد با ايمان اشاره به اين است كه هرگز پاداشها و مواهب الهى به اندازه اعمال ما نيست بلكه مطابق كرم و لطف او است و مىدانيم لطف و كرمش حد و حدودى ندارد.
(آيه ٢١٣)- بعد از بيان حال مؤمنان و منافقان و كفار در آيات پيشين، در اين آيه به سراغ يك بحث اصولى و كلى و جامع در مورد پيدايش دين و مذهب و اهداف و مراحل مختلف آن مىرود نخست مىفرمايد: «انسانها (در آغاز) همه امت واحدى بودند» (كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً).
و در آن روز تضادى در ميان آنها وجود نداشت، زندگى بشر و اجتماع او ساده بود، فطرتها دست نخورده، و انگيزههاى هوى و هوس و اختلاف و كشمكش در ميان آنها ناچيز بود. (اين مرحله اول زندگى انسانها بود) سپس زندگى انسانها شكل اجتماعى به خود گرفت زيرا انسان براى تكامل آفريده شده و تكامل او تنها در دل اجتماع تأمين مىگردد (و اين مرحله دوم زندگى انسانها بود) ولى به هنگام ظهور اجتماع، اختلافها و تضادها به وجود آمد چه از نظر ايمان و عقيده، و چه از نظر عمل و تعيين حق و حقوق هر كس و هر گروه در اجتماع، و اينجا بشر تشنه قوانين و تعليمات انبياء و هدايتهاى آنها مىگردد تا به اختلافات او در جنبههاى مختلف پايان دهد (و اين مرحله سوم بود) در اينجا «خداوند پيامبران را برانگيخت تا مردم را بشارت دهند و انذار كنند» (فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ). و اين مرحله چهارم بود.
در اينجا انسانها با هشدارهاى انبياء و توجه به مبدء و معاد و جهان ديگر كه در آنجا پاداش و كيفر اعمال خويش را در مىيابند براى گرفتن احكام و قوانين الهى آمادگى پيدا كردند و لذا مىفرمايد: «خداوند با آنها كتاب آسمانى به حق نازل كرد تا