برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٤ - ٢- جنبه تاريخى صفا و مروه
كسانى كه در اثر كبر و غرور حاضر نبودند حتى در معابر عمومى قدم بردارند و ممكن نبود در خيابانها به سرعت راه بروند در آنجا بايد بخاطر امتثال فرمان خدا گاهى آهسته و زمانى «هرولهكنان» با سرعت پيش بروند و بنا به روايات متعدد، اينجا مكانى است كه دستوراتش براى بيدار كردن متكبران است!
آيه ١٥٩
شأن نزول:
از ابن عباس چنين نقل شده كه: چند نفر از مسلمانان همچون «معاذ بن جبل» و «سعد بن معاذ» و «خارجة بن زيد» سؤالاتى از دانشمندان يهود پيرامون مطالبى از تورات (كه ارتباط با ظهور پيامبر صلّى اللّه عليه و آله داشت) كردند، آنها واقع مطلب را كتمان كرده و از توضيح خوددارى كردند. اين آيه در باره آنها نازل شد، و مسؤوليت كتمان حق را به آنها گوشزد كرد.
تفسير:
كتمان حق ممنوع! گر چه روى سخن در اين آيه طبق شأن نزول، به علماى يهود است، ولى اين معنى مفهوم آيه را كه يك حكم كلى در باره كتمانكنندگان حق بيان مىكند محدود نخواهد كرد.
آيه شريفه، اين افراد را با شديدترين لحنى مورد سرزنش قرار داده مىگويد:
«كسانى كه دلايل روشن و وسائل هدايت را كه نازل كردهايم بعد از بيان آن براى مردم در كتاب آسمانى، كتمان مىكنند خدا آنها را لعنت مىكند (نه فقط خدا) بلكه همه لعنت كنندگان نيز آنها را لعن مىكنند» (إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلْنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَ الْهُدى مِنْ بَعْدِ ما بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتابِ أُولئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَ يَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ).
در حقيقت «كتمان حق» عملى است كه خشم همه طرفداران حق را بر مىانگيزد و مسلما منحصر به كتمان آيات خدا و نشانههاى نبوت نيست، بلكه اخفاى هر چيزى كه مردم را مىتواند به واقعيتى برساند در مفهوم وسيع اين كلمه درج است، حتى گاهى سكوت در جايى كه بايد سخن گفت و افشاگرى كرد، مصداق كتمان حق مىشود.
(آيه ١٦٠)- و از آنجا كه قرآن به عنوان يك كتاب هدايت هيچ گاه روزنه اميد و راه بازگشت را به روى مردم نمىبندد و آنها را هر قدر آلوده به گناه باشند از رحمت خدا مأيوس نمىكند، در اين آيه راه نجات و جبران در برابر اين گناه بزرگ را