پيامبر اعظم از نگاه قرآن و اهل بيت - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٤٩ - فصل هفتم محمّد از زبان على
٢٧٧. امام على عليه السلام: اما بعد، خداوند سبحان، محمّد صلى الله عليه و آله را زمانى برانگيخت كه هيچ عربى، نه كتابى مىخواند و نه ادّعاى نبوّتى و نه ادّعاى وحىاى مىكرد. پس ايشان با كمك پيروان خويش، با مخالفانش پيكار كرد تا آنان را به سوى سر منزل نجات سوق دهد.
٢٧٨. امامعلى عليه السلام: ... تا اين كه خداوند، محمّد را به رسالتْ مبعوث كرد ... و در آن روزگار، مردم روى زمين، آيينهاى پراكنده و خواستها و اهداف (عقايد) گوناگون داشتند و راههاى پراكنده را مىپيمودند. گروهى، خدا را به آفريدگانش تشبيه مىكردند و جماعتى، در نام او كجروى مىكردند و طايفهاى، خدايى جز او را نشان مىدادند. پس خداوند، آنان را به واسطه پيامبر، از گمراهى به درآورد و هدايت نمود.
٢٧٩. امام على عليه السلام: بار خدايا! ... برترين درودها و پربارترين بركتهايت را بر محمّد، بنده و فرستاده خويش، قرار ده؛ همو كه ختم كننده نبوّت است و گشاينده درهاى بسته [ى سعادت و رحمت] و آشكار كننده حق با حق .... بار خدايا! در سايه [رحمت] خويش، جايى فراخ براى او بگشاى و از فضل خويش، او را خيرهاى مضاعف پاداش ده. بار خدايا! بنيان [شريعت] او را از بنيان پيشينيان، بالاتر ببَر و منزلت او را نزد خويش، گرامى دار و نور او را كامل گردان و پاداش پيامبرىاش را شهادتِ پذيرفته و گفتارِ پسنديده قرار ده كه گفتارش راست و درست و سخنش جدا كننده حق از باطل بود.
٢٨٠. امام على عليه السلام در حالى كه مشغول غسل دادن و آمادهكردن پيكر پيامبر صلى الله عليه و آله براى كفن و دفن بود: پدر و مادرم فداى تو اى پيامبر خدا! با مرگ تو، چيزى به پايان رسيد كه با مرگ كسى جز تو، به پايان نرسيد: نبوّت و خبر دادن و خبرهاى آسمان.
تو چنان در دلها نشستى كه داغ تو، تسلّىبخش هر داغ ديگرى است و چندان در ميان مردم جا باز كردى كه همگان، در مصيبت تو ماتم گرفتند ...
پدر و مادرم فدايت باد! ما را در نزد پروردگارت ياد كن و به خاطرمان داشته باش.