پيامبر اعظم از نگاه قرآن و اهل بيت - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٦ - ١/ ٦ داورى خداوند متعال
واقع، به داورى خواندن خداوند متعال در مورد تصديق و يا تكذيب هر يك از آنان در ادّعاى خويش است.
خداوند متعال به پيامبر خود دستور مىدهد براى اثبات صداقت خود در گفتگو با نصاراى نجران، بدين ترتيب، آنان را دعوت به مباهله كند:
«فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ؛[١]
پس هر كه در اين [باره] پس از دانشى كه تو را [حاصل] آمده، با تو محاجه كند، بگو: «بياييد پسرانمان و پسرانتان، و زنانمان و زنانتان، و ما خويشان نزديكمان و شما خويشان نزديك خود را فرا خوانيم، سپس مباهله كنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم».
بىترديد، دعوت به مباهله به گونهاى كه در اين آيه آمده است، حكايت از صداقت مدّعى نبوّت دارد؛ زيرا كسى كه به صحّت ادّعاى خود يقين نداشته باشد، امكان ندارد از مخالفان خود دعوت كند كه: بياييد خداوند را به داورى بخوانيم تا دروغگو را رسوا سازد و شما در همان مجلس دعا، نتيجه داورى خداوند و مجازات دروغگو را خواهيد ديد!
بديهى است كه ورود به اين ميدان بدون اطمينان به نتيجه آن، معقول نيست؛ زيرا اگر دعاى مدّعى به اجابت نرسد و مخالف، مجازات نشود، مدّعى رسوا خواهد شد. از اين رو، پيشنهاد مباهله به مسيحيان، صرف نظر از نتايج آن، بىترديد، حاكى از صدق پيامبر خدا در دعوى رسالت است.
پس از ارائه پيشنهاد مباهله توسّط پيامبر خدا، نمايندگان مسيحيان نجران براى پاسخ دادن به اين پيشنهاد، از ايشان مهلت خواستند تا با بزرگان خود، مشورت كنند. نتيجه مشاوره آنان، نكتهاى بود مهم كه از نظر روانشناسى، حاكى از صدق و يا كذب مدّعى نبوّت است. لذا تصميم گرفتند كه در مجلس مباهله حاضر شوند و ببينند كه
[١] آل عمران: آيه ٦١.