شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ٢١٩
تاريخ، از پاره اى روايات، نظير «لو علم أبوذر ما فى قلب سلمان لقتله» يا «لكفره»، به خوبى برمى آيد. [١] سيد على خان مدنى شيرازى، صاحب الدرجات الرفيعة، در اين باره مى نويسد: اگرچه همه اصحاب در شرافت صحابى پيامبر بودنْ شريك اند؛ ولى از نظر سطح درك و فهم، سابقه در اسلام، درجه ايمان، تقدّم در هجرت، ملازمت كم يا زياد با رسول اللّه ، شركت در جهاد، مقدار نقل روايت از حضرت، ميزان درك محضر شريف ايشان، و ملاقات و ديدار با پيامبر صلى الله عليه و آله ، داراى مراتب و درجات مختلف اند. [٢] و ملّاصدرا نيز در شرح سخن على عليه السلام در تقسيم چهارگانه راويان حديث، [٣] ذيل عبارت حضرت كه فرمود: «ياران رسول خدا صلى الله عليه و آله كه چيزى از او مى پرسيدند، همگى آن را نمى فهميدند، و بعضى از آنان از پيامبر صلى الله عليه و آله مى پرسيدند، ولى فهم جويى نمى كردند، [٤] به اشاره، بر اين نكته تأكيد مى ورزد كه اختلاف سطح فكر و فهم صحابه، خود يكى از علل و عواملى است كه گاهى سبب بروز مشكلات و موجب اشتباهات راويان شده است. [٥] وى در جايى ديگر با صراحت بيشترى در اين باره به اظهار نظر پرداخته، چنين مى گويد: اختلاف سطح فكر اصحاب، تا آن اندازه بود كه گاهى يك راوى، از آن حضرت، سخنى را شنيده و معنايى غير آنچه مورد نظر رسول خدا بوده، تصوّر كرده است و سپس لفظ را بعينه حفظ نكرده و بلكه عبارات خود را كه
[١] اصول كافى، تصحيح و ترجمه: مصطفوى، ج٢، ص ٢٥٣؛ شرح اُصول الكافى، ملّاصالح، ج٧، ص ٢؛ الأمالى، السيد المرتضى، ج٢، ص ٣٩٦ ـ ٣٩٧. وى بحث مفصّل و توجيه لطيفى در شرح اين حديث آورده است. نيز، ر.ك: الوافى، ج٢، ص ١٤٨؛ مرآة العقول، ج٤، ص ٣١٥؛ سفينة البحار، ماده «سلم» به نقل از: آشنايى با علوم اسلام، ص ٢٠٥.[٢] الدرجات الرفيعة، ص ١٠١.[٣] نهج البلاغة، تصحيح: صبحى الصالح، ص٣٢٦؛ اصول كافى، تصحيح و ترجمه: كمره اى، ج١، ص١٨٤ ـ ١٨٨؛ بحارالأنوار، ج٢، ص٢٢٩ ٢٣٠؛ الوافى، ج١، ص٦٣؛ جامع المقال، ص٢٩؛ وصول الأخيار، ص١٦٦؛ مرآة العقول، ج١، ص٢١ ـ ٢١٥؛ قواعد التحديث، ص ١٦٨ ـ ١٦٩.[٤] شرح اُصول الكافى، ج٢، ص ٣٤٠.[٥] همان، ج٢، ص ٣٤٨.