شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ١٩٦
ديدگاه علّامه مجلسى
معناى اول
علّامه مجلسى بر اين عقيده است كه اكثر روايات مربوط به عقل، ظاهر در معناى اول و دوم است و ريشه اين دو معناى نيز يك مفهوم است و در ميان اين دو معناى، بيشتر روايات در معناى دوم، ظاهرتر است. [١] ايشان در موارد زير، واژه عقل را به معناى اول دانسته است: الف . حديث دوم: عن على عليه السلام قال: هبط جبرئيل عليه السلام على آدم عليه السلام فقال: يا آدم إنى اُمِرت أن اُخيِّرك واحدة من ثلاث فاختَرْها و دَع اثنتين فقال له آدم: يا جبرئيل و ما الثلاث؟ فقال: العقل و الحياء و الدين. فقال آدم عليه السلام : إنى قد اختَرْت العقل فقال جبرئيل للحياء و الدين: انصرفا و دعاه فقالا: ياجبرئيل إنّا اُمِرنا أن نكون مع العقل حيث كان قال: فشأنكما و عرج؛ [٢] امام على عليه السلام فرمود: جبرئيل بر آدم نازل شد و گفت: اى آدم، من مأمور شده ام كه تو را در انتخاب يكى از سه چيز، مخير سازم پس يكى را برگزين و دو تا را واگذار. آدم گفت: آن سه چيست؟ گفت: عقل و حيا و دين. آدم گفت: عقل را بر گزيدم. جبرئيل به حيا و دين گفت: شما بازگرديد و او را واگذاريد. آن دو گفتند: اى جبرئيل، ما مأموريم هر جا كه عقل باشد، با او باشيم. گفت: خود دانيد، و بالا رفت. به نظر ايشان، مراد از عقل در اين حديث، مفهومى است كه معناى اول، دوم و سوم را در بر مى گيرد. [٣] ب . علّامه بخشى از حديث دوازدهم را به معناى اول از معانى عقل گرفته است. در اين بخش حضرت موسى بن جعفر عليه السلام مى فرمايد: يا هشام انّ للّه على الناس حُجّتين: حجّة ظاهرة و حجّة باطنة، فأمّا الظاهرة
[١] مرآة العقول، ج ١، ص ٢٧.[٢] اصول كافى، ج ١، ص ١١، ح ٢ .[٣] مرآة العقول، ج ١،ص ٣٢.