شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ١٤٢
شارح، به تاريخ و اهميت آن در فهم روايات توجه لازم را مبذول داشته است. او به مناسبت بررسى از معناى زهد، به بررسى احوال انبياى الهى در اين زمينه به اختصار و اشاره مى پردازد؛ چرا كه معتقد است ثمره مطالعه تاريخ زهد است. [١] و در بررسى از معناى دعا و ضرورت آن، آداب انبياى مرسلين و حكايات نقل شده از ايشان را در اهتمام به آن مؤيد مى آورد. [٢] و در جاى ديگر مى گويد: پس به زندگى انبيا و اوصيا و اوليا و صلحاى پيشين نگاه كن و قطعا اخبار پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نيز به تو رسيده است كه قوتش جو بود و از آن سير نمى شد و حلوايش خرما بود و لباسش خشن و هيزمش شاخه خرما بن بود. [٣] شارح معناى جيفة را در عبارت «و طعامها الجيفة» بنا بر يك احتمال، همان حيوان غير مذكىّ مى داند كه در جاهليت آن را مى خوردند و قرآن حرام نمود. [٤] يا در تأييد اين معنا كه دورى كردن از اهل هوى و بدعت تا زمانى كه توبه نكرده و به حق باز نگشته اند، لازم است، به ماجراى كعب بن مالك و اصحاب او اشاره مى كند كه از غزوه تبوك تخلف كردند و رسول خدا صلى الله عليه و آله امر به دورى و فاصله گرفتن از ايشان به مدت پنجاه روز كردند. [٥] از آنجا كه تجربه، در اثر گذر زمان و تكرار حاصل مى شود، به نظر رسيد يك نمونه از مواردى را كه شارح، با تكيه بر تجربه، تأييد و تبيين كرده است، در ادامه بحث از توجه به تاريخ آورده شود. ملّا صالح در شرح «و لا أكملتك إلا فيمن اُحبّ» از حديث اول كتاب عقل و جهل، مى گويد: اما براى كسب بنده در آن (عقل) نيز مدخلى است...و تجربه نيز گواه بر اين موضوع است؛ چون كسى كه در سايه دانش اندوزى و طهارت نفس و صرف نيروى علمى و عملى در تحصيل علوم و اعمال و اخلاق مرضيه رشد كند، نور عقل و روشنى جان او افزون شود ... . [٦]
[١] شرح اُصول كافى، ج١، ص٢٢٨.[٢] همان، ج١، ص٢٨٠.[٣] همان، ج١، ص٢٢٤.[٤] همان، ج٢، ص٢٩٣.[٥] همان، ج١، ص٢٤٣.[٦] همان، ج١، ص٧١.